عاشورا


بسم الله الرحمن الرحیم

محققا آنان که گفتند پروردگار ما خداوند یکتاست و بر این گفته تا پای جان و شهادت استقامت کردند فرشتگان رحمت بر آنان نازل شوند و گویند،هیچ گونه حزن و اندوهی از گذشته و آینده نداشته باشید و به همان بهشتی که انبیا وعده دادند،شما را بشارت باد.(آیه30 فصلت)
(حسین)یک حقیقت دارد که در قرآن آمده مثل ذبح العظیم در سوره سبا، و یا مثل کهیعص(کربلا-هلاکت-یزید-عطش-صبر) که بعد داستان یحیی نبی را عنوان می کند که شبیه داستان حسین است. و یا مثل کلمه ی مرجان در سوره الرحمن که بعنوان نعمت وحساب قیامت خواهد بود.
ویا روایات،احادیث و داستان های زیادی است از قبیل توبه حضرت آدم که بدور کعبه می گشت و اسماءالله را ذکر می کرد تا که اسم حسین و داستان حسین بر او وحی شد، دلش شکست و توبه اش مقبول.
وبعد داستان حضرت نوح که پنج میخ بدستور جبرئیل به پنج قسمت کشتی نجاتش زد و با وحی داستان حسین، گریه و ندبه بسیار و دعا کرد برای کسانی که راه حسین را ادامه خواهند داد.
وداستان ابراهیم که عهد ذبح العظیم از اسماعیل به فرزند تقریبا بیست چهارمین پشتش یعنی حسین تفویض شد.
و داستان موسی و عیسی و سلیمان و ایوب و غیره که مجال گفتار نیست.
اما سرگذشت حسین یک جنبه واقعی دارد، که بعد از بسته بودن کوفه آن شهر را ترک و به دعوت ایرانیان راه ایران را در پیش گرفت تا در کربلا جلوش را گرفتند و او و یاران ایرانی و عربیش را کشتند. و حسین تا آخرین لحظه هدفش هدایت بود حتی تمام تلاشش این بود که تا می تواند کمتر از نیروهای مخالف کشته شوند چون نمی خواست با دست او کشته شوند چون شاید مسلمان می شدند و پشیمان.
  که همین علل است اسم حسین باقی مانده بعنوان جوانمرد جاوید در صفحه تاریخ.
مثل ابن قحطبه که هنگامی از اسب افتاد او را نکشت تا بلند شود واو هم راه را گرفت و برای همیشه رفت و یا مسلم عقبه که عباس(ع) او را نکشت چون دید می ترسد و او هم برگشت بطرف سپاهش.
اما قصد حقیر داستان گویی نیست بلکه بیان سیاست آن زمان است که خواننده ی با معرفت میتواند با دوران کنونی  مقایسه کند. چون بنظر بنده یک لحظه هم کلام حسین شدن در برابر دجال و منافقینی که بر مردم حاکمند، برابراست با تمامی این سینه زدنها و زنجیر زدن و مداحی و داستان گویی حسینی که خاموش می نشینند. هر چند که همین مناسک باعث میشود که یک نفر جزء یاران او شود و ندای الحق بر ضد فرعونهای زمان برای خدا بزند و بفهماند که اهل بیت تمام در حکومت های بظاهر اسلامی شهید شدند و از هیچ نترسد فقط برای خدا. چون در آن زمان که حسین را کشتند بهترین شیعه ها درآنجا بودند،چون علی(ع) و حسن(ع)در آنجا خلافت کردند و کوفه هم شهر ایران بود و سکنه آنجا بیشتر ایرانیها ارباب پرست بود.
حکومت جبار آن زمان مردم را به استثمار کشیده بود و قوانینی وضع کرده بود که همه باید به حکومت بنی امیه یزید بیعت کنند .به عبارت دیگر باید رای بدهند و الا اسمشان توی لیست سیاه می رفت .مثل خود حر که با بنی امیه (ابن زیاد)بیعت نکرد و می گفت حکومت فقط اسمش اسلامی است وبعد پدرش بجای او بیعت کرد و الا حر یک در شب حر نشد بلکه زمینه از قبل داشت که زیر بار زور نرفت وخداوند هدایتش کرد و چون وقتی مطمئن شد حسین امام زمان واقعی هست جانش را برای او داد. (این داستان حر از کتاب امام حسین و ایران می باشد)
و در بُعد دوم: حکومت، مردم را در استبداد خود داشت. یعنی کسی جرات مخالفت نداشت مگر مخلصین مثل یاران واقعی حسین. و سربازان، مخالفان را زندان می بردند.و یا می کشتند.
ودر بعُد سوم وبقول شهید دکتر علی شریعتی حکومتها به اسم دین مردم را به استحمار می برند.وآن زمان هم مثل اکنون، ابن زیاد،(استبداد) شریح قاضی،(استثمار) صرد خزایی،(استحمار) و غیره ....مردم را فریب دادند که حق گم شد و مردم در جهل ماندند اما مردم فکر میکرد هر کس پشت سر آقایان باشد مسلمان واقعی است و عقلشان را بکار نمی انداختند.و نمی گفتند چرا از بغل دین نان میخورند بواسطه هدایت مردم.
 مگر تفسیرآیه 3 سبا را نخواندند که خدا بواسطه این عمل داود را توبیخ کرد و او 40 روز ندبه کرد بعد به زنبیل بافی و زره بافی پرداخت،و پیش نماز می ایستاد و تبلیغ دین میکرد.
 اگر این حکومت اسلامی است چرا ربا خواری، چرا دست دزد قطع نمیشود و هزاران مورد دیگر.
 که حسین(ع)می گویید مگر نمی بینید که قرآن فراموش و حدود و اجرایش تعطیل شده.پس حسینی شو...............والسلام.
بارالها ما را حسین وار زنده بدار و حسین وار بمیران و حسین وار محشور بفرما.آمین یا رب العلمین.حمید وکیلی.91/9/5 برابر با دهم محرم.

امام حسین و ایران.

چون حسین و یارانش به قادسیه رسیدند و خبر دادند که کوفه بر روی شما بسته شده است و لشکریان ابن زیاد در مرز کوفه موضع گرفته اند امام حسین قصد ایران نمود و کوفه را از سمت غرب دور میزد که در غرب کوفه در روستایی بنام ذوخشب حر با سپاه تشنه اش به امام رسید و چون آب به اندازه کافی نبود برخوردی انجام شد که حسین از آبی که ذخیره کرده بود به لشکریان حر آب داد و امام به راه خود ادامه داد تا به ایران برسد ناگفته نماند که مردم ایران به هواخواهی حسین شورش، و در ری و منجیل دو سپاه قوی آماده کرده بودند برای دامادشان(داماد ایرانیان حسین) که علاقه خاصی به او و پدرش علی داشتند که مهمترین علت علاقه ایرانیان به علی، آزادی دختران یزگرد و ازدواج شهربانو با حسین وکیهان بانو با محمدبن ابوبکر که مردم او را پسر خوانده علی می خواندند بود و علت دیگر این بود که در 5 سال حکومت علی ایرانیان معنی آزادی ، برابری ، برادری و اسلام واقعی را چشیدند و به واسطه همین نوع حکومت عدالت بود که شیعه شدند و هستیم. و الا در زمان دیگر خلافای راشدین ایرانیان برده بودند که حتی شهر کوفه را ایرانیان بدستور عمر بن خطاب ساختند واکثر مردم کوفه ایرانی، که رجال وبزرگانش عرب بودند و ناگفته نماند که 25 نفر از شهدای کربلا ایرانی بودند و تنها نفری که قبل از هانی به کمک مسلم رفت آهنگر ایرانی بنام بذائی بود که شهید شد. که متاسفانه اعراب تا توانسته اند اسم ایران وایرانی را از نوشته های تاریخ حذف نموداند، وفقط اسم همان 40 نفر عرب که در کربلا شهید شدند هست.خلاصه امام که از کوفه گذشت(حرهم در کنار امام را همراهی می کرد و مواظب بود که امام بکوفه بر نگردد،که خوشبختانه در فاصله آن چند روز امام را شناخت) نامه ایرانیان توسط گیو فرزند رستم فرخزاد و کیهان بانو که از زمان علی در ایران مانده بود بدست امام رسید تا که به شریعه فرات (کربلا) رسیدند. امام خواست از آنجا عبور کند که حر بدستور ابن زیاد شریعه را بست که چند هزار سپاه حسین عبور نکند.چون اگر امام عبور می کرد تاج و تخت بنی امیه سرنگون می شد.وناگفته نماند که یزید، عمربن سعد را به این واسطه می خواست به ری بفرستد که مردم ری شورش کرده بودند و والی ری کوتاهی میکرد و بعد ازشهادت امام حسین دیگر ایرانیان شورش نکردند و یزید هم والی ری را نیازی ندید که عوض کند.. انتقاد: اگر شما در نقشه عراق نگاه کنید می بینید که کربلا بعد از کوفه که جزء ایران بوده است، هست. اما متاسفانه علمای ما طوری بازگو کرده اند که اکثرا فکرمی کنند کربلا جلوتر از کوفه بوده که حر راه را بر او بسته است.وگاهی طوری جنگ را توضیح می دهند که یک ناآگاه فکر می کند امام و یارانش جلاد بوده اند که تند وتند آدم می کشته اند، که می گویند امام صدها نفر را کشته اما شما بدانید حسین به این خاطر حسین شد که نمی کشت تا مردم با قتلشان وارد جهنم نشوند اما فقط از خودشان دفاع میکردند، مثال همان جریان ابن قحطبه که از اسب افتاد وامام او را بلند کرد و او هم جنگ را ترک کرد. جریان عباس بن علی با مسلم بن عقبه هم همینطور بود. که چون می ترسیدعباس از او در گذشت و نام عباس به جوانمردی تا ابد ماند وبعد از ساعتی مسلم بن عقبه که قاسم بن حسن که تقریبا هنوز بچه بود کشت ومخذول گردید.

وبعد از شهادت امام که سپاه ابن زیاد دچار غمگینی شده بودند برگشتند به کوفه. و عقبه ی سپاه که اسرای کربلا را همراه داشتند به دام قبیله ی بنی اسد افتادند و آزاد شدند که بدستور امام سجاد با این شیرها (بنی اسد)برگشتند و برابر وصیت امام حسین که به امام سجاد کرده بود دفن شدند و طبق وصیت، علامت بر قبور  نگذاشتند و طبق همان وصیت هرگز خودزنی نکردند.

اما دوباره سپاه ابن زیاد برگشتند و بر قبیله ی بنی اسد پیروز شدند و اسرا را باز پس گرفتند . و13 روز اسرای کربلا در کوفه زندانی بودند و بعد از ترس شورش مردم از طریق کربلا به شام رفتند که بعد از 20 روز از واقعه عاشورا مجددا به کربلا رسیدند بعد به شام و بعد از دو ماه توسط یزید آزاد و به مدینه رفتند که مردم مدینه شورش کردند و یزید به مدینه حمله کرد و اکثر مردم را کشتند و خانه ها را خراب کردند و با زنان مردم بی ناموسی فراوان کردند و حضرت زینب را به شام تبعید و تا آخر عمر آنجا بود...چون سایت جای داستان نویسی نیست از ادامه دادن صرف نظر می کنم.به کتاب امام حسین و ایران نوشته کرت فلیشلر و کتاب شهید مطهری رجوع بفرمایید.با تشکر ادب حمیدوکیلی

.........................................حسین(ع).................................................................

حسین ای آفتاب هر دو هستی . شکوه شاخه و برگ ملک هستی.....

تودر باغ شهادت لاله داری . تو در قلب تشیع خانه داری.....

چه عاشق ها به عشقت چاره کردند . حدیث عاشقی پیمانه کردند.....

بماند ایوب شگفت اندر صبوریت . گریست نوح هم به آن صورت کبودیت.....

سلیمان شاه هر کون بر نما شد . زفضل اهل عصمت بر صبا شد.....

ز آدم یادم آمد توبه می کرد . به ذکر یا حسین هی ندبه می کرد.....

خلیل ا... که عهدش بر تو بگماشت . حبیب ا... زتو خوش مایه بگذاشت.....

مسیح نام تو برد در بین خفا شد . وموسی با درودت حق عطا شد.....

محمد در فضای ثالث عرش . حسین را چون نوشته دیده در رخش.....

بزرگ امی وبابی چون علی داشت . که ایزد بهر آنان زندگی کاشت.....

حسین چون زیر شمشیر سنان بود . همش حمد وصمد گفت تا توان بود.....

ملائک را چو انس مولا حسین است . شفیع در محشر وعقبی حسین است.....

حسین جان ما فقیران شقی بین . فقیر معنوی و عارفی بین.....

بگیر دستان ما ای شافی حق . شفاعت کن وکیلی را تو با خلق.....