آدرس

جهان  را  آفرید ند جاودانه         زمین و ملک و هستی با ستاره

در این ملک محرک خاک ایران       خراسان با وجود شاه شاهان

جنوبش شهر خوبی همچوتربت     که فیض آبادنوازد خلق غربت

به ازغند گر رسیدی خانه ماست    بدوراز آه وجاه میخانه ماست

بپرس نام (حمید)  را تا بگویند     که بی او کوچه ها هرگز نبویند

آداب ارتباط کلامی وغیر کلامی

..آداب ارتباط کلامی.

سلام واحوال پرسی بادوستان وآشنایان وتمامی افرادی که نمی شناسیدبایدبگونه ای باشدکه قضاوت آنها نسبت به مامثبت باشد.

سلام کردن وظیفه اخلاقی کوچکترهاست وبزرگترهاوظیفه دارندباگرمی جواب بدهند.

کسانی که به سلام دیگران بابی اعتنایی وسردی جواب می دهندموجب ناراحتی سلام کننده شده وخودخواهی جلوه می کندوقلباازاودورمی شوندگرچه جانب ظاهرراحفظ کنند.

توقع سلام لزبزرگترهانشانه بی ادبی است ودرپیشی گرفتن درسلام شخص رامتواضع ومودب نشان میدهد.

سلام کردن بایدعاشقانه ورسا وازصمیم قلب باشدچراکه دلهادروغ نمی گویندومخاطب متوجه می شود که گاهامقابله به مثل می کند.

ودر بعدفلسفی وعرفی جوامع نشانه ی امنیت وسلامتی ازجانب یکدیگراست که باهم دوست ونسبت به یکدیگرصادق ومحافظ حقوق یکدیگرند.

وبادست دادن اعلام بیعت می کنیم که خیانت به هم نداشته باشیم حتی درپشت سرازآبرو وحدودیکدیگردفاع کنیم.

به کاربردن اسم کوچک اشخاص دربرخوردهابرای رابطه خیلی نزدیک وصمیمانه باآنهاست درغیراینصورت زننده وثحقیرآمیز است.

اخوالپرسی نبایدجنبه کنجکاوی داشته باشد.(درکسری یانواقص دیده اغماض شماودرجبران همتتان رامی ستایم)باتشکرواحترام.حمیدوکیلی(حسین).

باسلام.لطفامتن ذیل رابه متن فوق الذکر(آداب ارتباط کلامی)اضافه بفرمایید.سپاسگزارم

گفتن.

سخن گفتن فن یاهنری است که آدمی بوسیله آن بردیگران اثرمیگذارد.دراولین لحظه برقراری ارتباط باسلام واحوالپرسی قدرت بیان خودرانشان می دهیداینکه چقدرباصلابت سلام کنیدیاازروی ترس یاناراحتی وباچیزدیگری وضعیت روحی شما رانشان می دهد.

خوب گوش کردن مارابرای بهتر گفتن آماده میکند.

مطالعه کردن به مافرصت می دهدتاحرفی برای گفتن داشته باشیم.

درباره آنچه اطلاع نداریم اظهارنظروصحبت نکنیم.

ازبکاربردن کلماتی که معنای آن رانمی دانیم خوداری کنیم.

به جزآغازارتباط سعی کنیدازنظرات بزرگان هنگام سخن گفتن نقل قول کنید.

درسخن گفتن ازدیگران تقلید نکنید.

شنیدن:شنیدن بهره مندی ازدانایی تمامی افرادی است که باآنان زندگی می کنیم.

بپذیریم که دیگران حق حرف زدن دارند.

از قطع کردن حرف دیگران خودداری کنیم.

همواره سعی کنید فقط به حرف یک گوینده گوش فرادهید.

شنونده فعالی باشید:یعنی آنچه راکه گوینده درست می گویدتاییدنمایید.

اگرابهامی درباره سخنان گوینده داریدسوال کنید.

گوش کردن یعنی اینکه برای دیگران وحرف آنان احترام قائل هستید.

تماس تلفنی.

برای اینکه صدایتان کاملا شنیده شودمستقیمادرگوشی حرف بزنیدنه اینکه صورت خودرابه طرف دیگرنگه دارید.

موقع صرف غذامکالمه تلفنی خلاف نزاکت است.

اگر سرگرم کاری هسنیدبه جای اینکه بابی توجهی خود واو را ناراحت کنیدبهتراست ازاو خواهش کنیدکه چنددقیقه بعدتلفن کندیااینکه خودتان به اوتلفن خواهیدکرد.

چنانچه باکسی صحبت می کتیدکه می دانیدخیلی گرفتاراست سعی کنیدهرچه ممکن است مکالمه رامختصر نمایید

ارتباط غیرکلامی:

طرزقرارگرفتن،راه رفتن،ایستادن،حرکات،چهره،لحن صدا،طرز لباس پوشیدن و...جملگی نشانه های ارتباط

غیر کلامی هستند.معمولا کلام 7درصد،طنین 38درصدوحرکات 55درصداطلاعات رامنتقل می کنند،درنتیجه قبل ازشروع سخنرانی لبخند بزنید تابتوانیدارتباطی موثرباافراد برقرارنمایید.

لباس وپوشش ظاهری:

ـ لباس،شخصیت رابه ماشکل نمی دهد،اما لباس ووضع ظاهراغلب پایه ای برای قضاوت اولیه درموردافراداست.

بنابرین بهتراست ظاهری مرتب داشته باشیم.درهنگام انجام وظیفه پوشیدن لباسی که نشانه گرشغل شماباشد،

ازیک طرف وتمیزی از طرف دیگرموجب موفقیت درکارشمامی شود.

ـ پوشاک تقریبا نشانه ایست که به بینده میگویدشماچه کسی هستید.مهم پوشیدن لباس شیک ولوکس نیست،بلکه نظافت ونظم اهمیت دارد.باید لباس اتو شده وبدون لک ازنظررنگ همخوانی داشته باشد.لباس رسمی آقایان عموما کت وشلوارتیره رنگ،پیراهن روشن،جوراب خاکستری وکفش مشکی است ولباس خانمها درایران چادر یامانتوبامقنعه می باشد.درصورت استفاده ازمانتوبامقنعه رعایت رنگ تیره الزامی است.ازپوشیدن کفش پاشنه بلندبپرهیزید.

ـ لباس پوشیدن باید با سن وموقعیت ومحیطی که درآن قرار دارید،متناسب باشد.زیادتابع مد بودن صحیح نیست.ازمدهای جدیدبا عجله استقبال نکنید.

ـ پوشیدن جوراب ویا پاهای برهنه درحضورمهمانان نشستن،خلاف نزاکت است.

چهره وچشم:

چهره به مراتب از رمزها رسانه های کلامی راستگوتراست ودرمیان رسانه های غیر کلامی تماس چشمی

می تواند کمترین دروغ را بگوید.برخی مطالعات وتحقیقات که بر روی ارتباطات غیرکلامی انجام شده فقط روی حرکات چشمهاوچهره متمرکز شده اند وچشمهاازمیان کلیه ی وجوه ظاهری ما،آشکارساز ترند.چشم ها حتی بدون اینکه خودبخواهیم ،ارتباط برقرارمی کنند.مثلا وقتی که مردمک چشمهای ما گشاد می شوند،

صمیمی ترجذاب تروگرمتربه نظر می رسیم.

براساس نظریه ای به نام نظریه مردمک سنجی وقتی که چشم ها روی چیزی مطلوب ولذت بخش متمرکز

شده اند،مردمک ها گشادووقتی روی چیزی ناراحت کنندهمتمرکز باشند تنگ ترمی شوند.مردمک های تنگ شده

وکوچک شده ،نشان دهنده ی خستگی وبی حوصلگی است.

بهتر است هنگام سخنرانی ارتباط چشمی را رعایت کنیم.یک سخنران نباید از نگاه دیگران بترسد. زمانی که شنوندگان به چشم شما نگاه می کنند،شماحتی به چشم یک یک آنها نگاه کنید.اصطلاحا سر رامانند پنکه حرکت دهیدتا بتوانید نگاه خود را بین سایرین تقسیم نمایید.اما این نگاه نباید به صورت خیره شدن به چهره باشد.

نگاه کردن مستقیم بیش از 10ثانیه می تواندموجب عصبانیت یک فرد شود.نگاه کردن به چشم طرف عموما بیانگر این است که ما در گفتارمان صادق هستیم.

اشارات وحرکات دستها:

بسیاری از افراد در هنگام سخن گفتن از دستهایشان استفاده می کنند.گاهی حرکات دست می تواندجایگزین کلام باشدو به عنوان یک ارتباط غیر کلامی پیامهای گوناگونی را به مخاطبان خود القا کرده وباآن ارتباط موثرتری ازاین طریق برقرار نماید.مانند تمامی مدرسانی که مفاهیم واطلاعات خود رابا خلوص برای دانش آموزان خود

تشریح می کنندویا پزشکانی که با حرکات دست وسر گفته های بیماران راتایید نموده وآنهارامجذوب خود می نمایند.البته حرکات دست نبایدخیلی زیادباشد.به طوری که مخاطب بجای اینکه به سخنان شما گوش دهد،متوجه حرکات دست شما گردد.

دست دادن :

دست دادن نوعی ادای احترام ،ابلاغ دوستی وتایید صمیمیت است ونه رفع تکالیف.

ـ بعضی ها عادت دارندوقتی به چند نفر می رسنددرحالی که دست رابه سوی نفر اول دراز میکنند،صورتشان را به طرف نفردوم می چرخانندوهمین عمل نسبت به سایرین تکرار می شود.درحالیکه این عمل بسیار ناپسند است.

سعی کنید به هنگام دست دادن با کسی،به صورت اووچه بسا به چشمانش نگاه کنید تاتاییددوستی وصمیمیت دوچندان

شود.

ـ طرزدست دادن مانند طرزراه رفتن،نشان دهنده ی اخلاق وروحیه شخص است.ممکن است خیلی سرد و

بی اعتنا یا خیلی گرم ویاخیلی باخشونت باشد.

ـ نگه داشتن دست افراد برای مدت نسبتا طولانی برخلاف نزاکت است.

ـ دست دادن بایک دست انجام می گیردوبردن دست چپ به جلووگرفتن دست راست طرف،تأکید بر احترام نیست.

ـ اگر کسی دست خود رابه سوی شما دراز کرد،هرچند به نظرشما ازنظرشخصیت پایین باشداز دست دادن امتناع نکنید.

ـ نباید هنگام دست دادن باکسی ازاوفاصله داشته باشید.کسانی که ازدور دست می دهند خودخواه وبی ادب جلوه می کنند.

ـ نباید بادستکش دست بدهیم .

ـ دست دادن باید محکم وصمیمانه وکوتاه باشد.

ـهنگام دست دادن بابزرگترها،این شما نیستید که اول دستتان راجلومی برید،بلکه اوست که دستش راپیش

می آورد.

ـ ابتدا خانمها باید دست بدهند نه آقایان.تا زمانی که خانمی دستش راجلو نیاورد،هیچ آقایی نباید بایک خانم دست بدهد.

ـهنگام دست دادن دست دیگر راروی سینه قراردادن حالت تملق دارد وعادتی مزموم است.

لحن کلام:

همان طورکه هرفرهنگ نسبت به فرهنگ دیگر متفاوت است،از نظر ارتباطی نیز تفاوت هایی وجوددارد.مثلا مردم آذربایجان عموما بلندترودرشت ترازمردمان فارس واصفهان وخراسان و... سخن

می گویند.عموماشهرستانی ها نسبت به روستاییان وعشایر آرام تر وبابلندی کمتری سخن می گویند.

روانشناسان ومتخصصان ارتباطات معتقدندافرادی که دارای ویژگی شخصیتی تهاجمی هستندبا بلندی صدای بیشتری نسبت به کسی که درنقطه مقابل است وشخصیتی خجالتی دارد سخن می گوید. فردی که بسیاربلند سخن

می گوید اغلب موجب رنجش دیگران می شود.

کیفیت صدانیزبایدمطلوب وخوش طنین باشد.لذا ناخوشی های مربوط به بینی،گرفتگی صدا،خشونت صداودشواریهای تنفسی موجب اختلال درارتباط می شود.

فاصله های ارتباطی:

یکی ازموارد مهم غیرازفعالیت های فیزیکی فاصله ارتباطی یافاصله افرادهنگام ارتباط رو در رو بایکدیگر است که عدم رعایت آن می تواند تأثیر بسیاری درارتباط ونتیجه آن داشته باشد .

ـفاصله یاتحریم خصوصی:این فاصله که تاحدود 45سانتی متر راشامل می شود و روابط صمیمانه افراد انجام

می گیرد.

ـ فاصله یاحریم شخصی:از45تا120سانتیمتر راشامل می شود وعموما مصاحبه ها وگفتگو های دونفره دراین فاصله انجام می شود .

ـ فاصله یاحریم اجتماعی:از120تا360سانتی متر راشامل می شود واغلب مذاکرات تجاری سیاسی ومراودات جتماعی اینگونه هستند.

ـ فاصله یاحریم عمومی:از360تا600سانتیمتر فاصله نامیده می شود.این فاصله درسالن های سخنرانی،کنفرانس ها،کلاس درس بین سخنرانان و شنوندگان اتفاق می افتد.

سیزده بدر

سیزده بدر از دوران هخامنشیان در ایران رواج داشته ، و در دوره ی ساسانیان به اوج خود رسیده است .که مردم وبخصوص شخص شاه از 13 فرورین الی 17 فروردین به دامن طبیعت می رفتند و به اکولژیی طبیعت گردی ارج می نهادند.وبوته ها ودرختان کوچکتر را به بوته ها یا درختان بزرگتر گره می زدند،که نمادی باشد برای اینکه بزرگتر ها دست کوچکترها ویا افتادگان را بگیرند، و وحدت و اُخوت بیشتر شود.

قابل بذکر است در آن دوران این سنت خوب چنین بوده که 4 روز اول سال نو مردم به دیدن شاهان می رفته اند ، وهدایایی به اندازه وسعشان باخود می بردند، واگر کسی بیشتر از توان خود هدیه ای پیش کش می کرده و شاه متوجه می شده ،تمامی هدایایی او را پس میفرستاده ودیگر از او هدیه ای قبول نمی کرده.

از 4 عید تا 8 عید به مدت 4 روز مردم به دیدن بزرگترها ویا مسئولین می رفتند،و تجدید اُخوت و برادری میکرده اند .

واز هشتم عید تا 13 شاه ، مسئولین و بزرگترها به دیدن کوچکتر ها می رفتند و رفع مشکلات مردم بخصوص راَیت میکرده اند .

وحالا به امید اُخوت حقیقی و روزگاری خوش و سرشار از صمیمیت برویم سیزده بدر.........

«سیزده بدر»

(سیزده بدر، غصه بدر . صبح سحر، بریم سفر0 )

(سیزده بدر، را بیخطر . فردا بریم، کوه وکمر0)

(سیزده بدر، بده ثمر . شادی ما، نشه هدر0)

(سیزده بدر، ببر خبر . درد وبلا، نگیر پسر0)

(سیزده بدر، نکن حذر . دیدن ما، سال دگر0)

نا گفته نماند که مردم در آن زمان 4 روز قبل از سال نو رابا آتش که مایه پاکی و نور وهدایت می دانستند به استقبال نوروز می رفتنه اند. وگاهی یک راَس گاو که نشانه سال (سال قدیم) هست می آورده اند و طعمه ی شیر می شده . بدین معنی که زمستان وتاریکی تمام شد و جاوید است شیر وخورشید(آتش).که در تصاویر تخت جمشیدودیگر بناهای بجا مانده از کورش کبیر،داریوش بزرگ و خشایار شاه .که هویداست... با تشکر حمید وکیلی

اشعار حمید وکیلی(حسین) متخلص به صور اسرافیل


سپر موج

از بهترین راههای خدمت به مردم بیدار کردن آنهاست .وبهترین بیدار کردنی ها بیداری معنوی است.به همین خاطر تخلصم را صور اسرافیل(صور) گذاشتم. امیدوارم خداوند مهربان کمالات اخلاقی و معنوی را در دنیا و آخرت نسیب ما بفرماید.آمین.

خواننده محترم:اگر مشکلی در قافیه یا وزن میبینید به دیده اغماض بنگرید.وپیشنهادات شما موجب خرسندی بنده خواهد بودومتشکرم.

بارخدایا بهترین روزی تو رضای توست ،که میخواهیم در دنیا و آخرت آن بهشت رضوان را نسیب ما بفرمایی،که سعادت لحظات را در عرفان می بینم.

................الله لا اله الا هو............خدایی که غیراو خدایی کو.................

بنام او که رحمان و رحیم است...........همه هستی بفرمانش حلیم است.............

محمد بهترین هستی زهستی..............علی هم در کنارش دل نبستی...............

چو زهرا سید زنهای عالم................حسن دارد چو صبر همچو خاتم............

حسین مظلوم گیتی را بکشتن............علی بن حسین را خون نوشتن..............

تماشا می کند هستی به باقر..............که جعفر بی کس وتنها به بایر..............

بزندان می رود موسی کاظم.............وفرزندش رضا مسموم ظالم................

نماند گوشی بفرمان جوادم............... ببردند یاد هادی را ز یادم.................

نگین است درمیان لشکرعسگر..........گلستان می کند حجت بر وبحر..............

تمام اولیاء وانبیاء را...................شهادت بر همه دارم خدایا....................

وکیلی را خدایا جام می ده..............صفای روح و فای اهل دل به................

.............................. برگشت...................................................

گرم گناه گشته بودم، مست هوی گشته بودم.....سرخوش وسرمست زخودم هست صفا گشته بودم..........

تابه سرم خوردهوسم، مشت گران ازسه کسم.....عقل و خداونفسم ،تاکه بریده هوسم..........

توبه کنان گریه شدم بنده درمانده شدم.....حق چو ندا گفت بدلم، بنده بخشیده شدم..........

ندبه بدرگاه خودش ،بارگناهم تومکش .....داد نوا با رسولش، خیر و وفا کرده برش..........

بنده ی خوب تونی ام، قلب پراز کینه نی ام.....باز جفا گشته برام ،بوته بی ریشه نی ام..........

(صور) فغانها بکند شکر خدا را بکند.....چونکه کریم کرم کند، شسته خطاها بکند

.................................مستغنی.................................................

از وجود یار مستغنی ز احسان می شوم ..... همره طیاریان بر قدس و عرفان می شوم.........

با منال دنیوی مفروش تو فخرت را بما ......گر شوی قارون بدان موسای عمران می شوم.........

بر تن خاکی نهادی جامه های رنگ رنگ......دور شواز ناز و وقار تقوا برین جان می شوم..........

دست به دست دلبر از روی محبت گر نهم......این جهان را زیر و رو و چون سلیمان می شوم.........

این دم تاریک دنیا کی بود جای خوشی...... خوشگذاران می روند و یار خوبان می شوم...........

عاقبت سر را نهیم خواهی نخواهی بر لحد.....پس بشو عاشق که من هر لحظه قربان می شوم..........

آدمی بی لطف حق هر چند غنی باشد ضعیف.....دل بکن پس (صور)ز غیر و کم بگو آن می شوم.........


..................................گفتار نبی ازولی.......................................

اول بشر گفتندعلی ،اََسابقون گفتند علی....ازگفته رب جلیل کل ملک گفتند علی.......

هفت آسمان رابرشدم ازغیر برون برحق شدم....دیدم که دستی آمده گفتم که کیست گفتندعلی.......

عیسی نجات دادن زغیر بر اخترش بردند بمهر......دیدم به دستی آمده گفتم که کیست گفتندعلی......

خیبربزرگ دربی که داشت کل عرب درمانده بود.......دیدم به دستی آمده گفتم که کیست گفتندعلی.......

ازآسمان آمد ندا بعد از نبی گردد وصی.......دیدم که دست باید گرفت گفتم زکی گفتندعلی.......

وقت نزاع اندر اُحد مدهوش ودرگوشی شدم.....دیدم که سیف آمد به دست گفتم زکیست گفتندعلی.......

روزی عمر بر ما بتاخت گفتم که کیست یاری کند.....دیدم که دست آمد فراز گفتم که کیست گفتند علی.....

وقتی که کعبه در شکست بعد از سه روز آمد پدید.....دیدم به دستی آمده گفتم که کیست گفتند علی.......

گفتند که علم آمد زمین تا هر چه خواهد آن شود ......دیدم که بر دست آمده گفتم ز کیست گفتند علی.....

در کربلا غوغا کنند سرها جدا از ما کنند ....دیدم که بی دست آمده گفتم ز کیست گفتند علی.....


گذرعمر

 لحظه به لحظه می رود عمر گران بهای ما... بر درخانه میزند پیک سفر ندای ما.

کوس اجل بهر زد با نفسی که می برد ... زنده شوید زخواب غم ره بودو وفای ما.

چرخش این چرخ وفلک میشکند بهارجان ... کن تو تدبری نهار میرود از سرای ما.

برگ خزان بشر ببین روز ازل خنده کنان ... چاره نکرد بادخزان له شده زیرپای ما

سن بثمر رسانده ایم صید سفر نچیده ایم ... از زر و زیور و منال هیچ نبود برای ما

عاشق مهجور زمین آه ونوابعرش کند ... تاکه فرج رسدزعرش خاک زمین نجای ما

حیف وجودمابود گر برویم به جنتش ... چون که زملک حق بویم کل بهشت فدای ما

مابشر بنی بشرچونکه زعلمش بدریم ... غرق هوس شدیم ببین این شده از خطای ما

(صور)که بدنبال هدف میرود ونمیرسد ... از گنه است رحیم بگویاشده این سزای ما

ثریا

گردد بپا قیامت ازخاک وتا ثریا.....بخشا گناه ما را ای غافر الخطایا....

بود بر وراق مکنون بشنو عزیز محزون.....وشمس والضحی ها فی الیوم ذی البلایا...

والعادیات ضبحا فلموریات قد حا.....نا شکر و نا سپاسند ای واهب العطایا...

خالق مگر کجایی غیر ازتو لااِلهَ.....ما را بخود درآمیز ای فاضل الرایا...

والذاریات ذروا فالحاملات وقرا.....خواهد رسید قیامت گویی تو ای خدایا...

النار ذات الوقود آن کس نکرده سجود....برصالحان به عقبی باشد ترا شفایا...

ای صور زنور قرآن گم گشتگان تو دریاب.....آنروز حق بیاید هرکس کند سجایا...

مستی

نمودم توبه از کل گناهانم بجز مستی ....که دردنیا نمی بینم نهادی بهترازهستی...

چه رنگارنگ ایوانش دوچشم مست مشکینی....که ازقلبش شرر ریزدبه قلب وجان بی هستی....

بدان ای نفس لوامه من از روزی دنیا شد.....بفرمودند که با رندان کنم صد رقص وبد مستی...

توای مستانه درهستی گسستی ریشه ی پستی .....که درالوان زلف توبرم دستی زدل خستی....

من کم علم به عشق بازی نمی دانم ره بازی....فقط دل تنگ دل گشتم برد من رابهر دستی...

نگو توهین مرامسکین زفضلش کی بوم نومید....به امیدم که پیک آید رها گردم ز بنشستی ....

شکسته دل بگوشی من زهجران گریه می کردم ....که آمدگل بخواب من سلام آورد که در رستی....

بیا صور ندیده کام که دوستت انتظارتوست...... شود روز عروسی باز معطرشو که گل هستی...ی....

عافیت

 هر که از تو گم شود گم گشته دوران شود        سنگ پای ناکسان گردد زبن ویران شود   

گر که صد بهر خوشی در این جهان پر سو زنی    عاقبت خوشکیده لب سز بر لحد گریان شوی    

روز عقبی را که در چشمت نهانند یادگار     بیخود و مدهوش ومست ونامید حیران شوی  

آن که در راه رضایت روزها را طی نمود    چون عدالت در زمین خواهد زدل خندان شود  

راه مردان خدا پر سنگ خارا و خس است     آنقدر مستند که هرمشکل ز چشم پنهان شود   

می رسد روزی زلیخا در بغل گیرد نگار     لیک توسل بست به فضلش تا ز نو تابان شود  

  صور در این دنیا نیابد عشق خود را ازهوس    دل بحق بندد که شاید آن جهان شادان شود

سلام

خوش آمدی که سلامم فقط نثار توباد.......بیا نشین که تمامم فقط نثار توباد............

قدم بنه بدوچشمم که روشنی کردی .........حدیث خیر کلامم فقط نثار توباد ......

چه سالها که نبستم در و وصال امید.......بیا بیا که کرامم فقط نثار تو باد...........

نگاه سبز تو و روزگار مجهولم........فدای گام تو کامم  فقط نثار تو باد............

مبند حضورخودت رابرفتن از پیشم........که حسن قلب ومرامم فقط نثارتوباد.....

که صوربه عشق تودلبر ترانه میگوید........تو لایقی که زمامم فقط نثار توباد.....

بیگانه

روح وجانم آسمان را خانه شد ..... زین تن مسکین صفت بیگانه شد................

ز آن زمان ریخت جام می را در گلو ..... دل برید از مردمی دیوانه شد ...........

با نگاه مست یار هوشش پرید ..... گوئیا قلب فکارش لانه شد ......................

چون محبت یا دلی عاشق ندید ..... زلف او را دید اسیر دانه شد ...................

ای هوس(صور)را نمی آری بچنگ ..... عشق حق هم بازیش بی چانه شد .......

بیا صور ندیده کام که دوستت انتظارتوست...... شود روز عروسی باز معطرشو که گل هستی...

جنت

شنو دیدم عجب امروز،تمام ملک پر از آب است..... درختان میوه ها دارند وبر پر غنچه ی ناب است..........

وحوش سرمست وخوشحالند و مردم با کراماتند..... که درتکریم و اکرامند که هرکس شاد و بی خواب است......

همه میوه ز بهرما و حورانی به قصر داریم ..... به شادابی و سرمستی دلم سرمست و شاداب است..........

چه آوازها چه رقصیدن سیه چشمان مستانه..... برای عاشقانی چند هزاران بر در باب است..........

نه آنجا رنج واندوه است نه تبعیض ونه ویرانی..... زبس احکام حق دانند زمین هم بی تب تاب است..........

آیا ای(صور)دنیایی چرا جنت تومی بافی.....اگرمشتاق آنجایی رضا شو ره پر از تاب است

غربت

عجب بساز غم من زمانه می رقصد ......عجب زسوز دل من غریبه می رقصد....

چه آرزوی محبت زعقل و یارم بود......چرا که خسته ی خسته پرنده می رقصد...

اله که مرگ من آید وصال او گیرم......به شعر غربت مستان ترانه می رقصد.....

اجل کجا بکجایی که در پی ات بودم..... به پشت سنگ لحدها فرشته می رقصد....

کنون ز هجر من امشب چه شادمانیها.... ز اشک ماتم من او فریفته می رقصد.....

بیا ببین که شکسته چراغ وجدانها........بحال (صور) غریبه الهه می رقصد.........

شدم بخانه ی قبری که زنده تر گردم.....بده تو شاخه ی حمدی که بنده می رقصد..

خانه ی غم

مرابرملک پرغم خانه دادی .......به این دنیای دون مستانه دادی....................

غبارخستگی شد برنگارم .....چرا آخرچنین پیمانه دادی ..............................

شکست سنگ حوادث برگ وبالم ....بدستم حاصل بی گانه دادی.....................

همه هستند بوصلت شاد و خوشحال .....تو صد مشکل به این دیوانه دادی ............

اگر لیلی شده پرناز ز گیسو.....تو برمجنون هزاران شانه دادی......................

بهارآید زدرد حسی ندارم .....که برروحم غم ویرانه دادی............................

زآلاله بپرسید حال من را.....نشانم را به گل فرزانه دادی............................

برنجم گر کسی رنجیده بینم..... به قلب پاک چنین مرجانه دادی.....................

بسوزانم بسوزانم تو ساقی..... که سوز خود بمن جانانه دادی........................

به (صور) ساده زیست ساده اندیش..... قلم در دل به دل در دانه دادی..............

هُدُک

ای خدایا روز ما را در سیاهی می کنند .....از علی گفتند همه وقت کار واهی می کنند ........

بر سر اموال واین پست و مقام و سفرهها..... دم بدم گویند حسین و کار شاهی می کنند.......

چون یهودان کار راحت را بظاهر میکنند......کار مشکل را ببین هر روز براهی می کنند.......

از کلام حق چه سرها تاکنون رفته به باد...... پیش رو خوشرو و یوسف را به چاهی می کنند........

پس بپا خیزید برای امرمعروف بر شهان .....روی قرآن می گشایند عکس ناهی میکنند.........

(صور)خوش باطن زبانت را ببند جان میدهی..... لیک نپرسند از کجا گفتی تباهی میکنند..........

نور

ای ساغر و ای نور ما ای مالک مسجور ما....رو در نپوش از سور ما ای شاهده مشهور ما...

زلفت بیانداز بر زمین لطف وکرم بنما وزین.....تا با دو چشم سورمگین ما را توبنمایی حزین....

عشوه تو بنمایی به من غمزه زتوباشد نه من....تا آن نگاه کردی بمن مجنون شدم پس این چه من....

ازفرقتت ویران شدم درخلقتت حیران شدم....مست بودم وبی جان شدم با روح وبی پایان شدم .....

شادی وهجرانش تویی آباد نقصانش تویی....درکل هویدایش تویی زیبا وزیبایش تویی.......

نور زمین وآسمان ،ملک همه کون ومکان ....نام تو هست درهر زمان ای لافناعلم والمنان....

صوربین بنورت کس شده صور بی تو اندرخس شده ....صوربست بدنیا پس شده صورتوبه کرد پس هس شده.....

دل پاره

روشنی دیده ی این بنده ی بیچاره تویی.....بسته گشاده ز وفا حلقه ی زنگاره تویی........

چاه هوس در دل من مشکل میخانه منم.....ماه شب و شوکت روز بر دل بی عاره تویی.........

گر بدنبال توام پرسه زنان بر در کوی.....شاه منی جلوه ی من شاهی که کل داره تویی.......

گم شده ی راه توام بوسه زنان بو بکشم.....تا که تو بینم بصدف خانه ی زواره تویی..........

گر که گناهی بکنم یا که خطایی بکنم..... عفو بنما چاره کنان بر دل دل پاره تویی..........

من را نران تو ز درت ما به کجا دل سپریم..... خانه ی این فرد شقی در دل شب آره تویی........

ما بسعادت برسان مالک کون و دل ما..... کج ننما باطن ما صاحب فواره تویی.........

(صور)که اجابت بکند زنده خلایق بکند.....تا که بگوید به یقین چاره یک باره تویی.........

صور تخلص زمن است زنده خلایق بکنم.....خوب بگویم که همی زنده ی هر کاره تویی...

شب

شب وتاریکی هر شب دلم ازغم فغان بارد.....زآه ذوذه ی سگها نوا برآسمان بارد.....

زدست کی بنالم من دراین بحبوجه حیران....که هرکس بهر خود ویران ستم براین زمان بارد...

دل گرمست محبوب است بگیراندش بهرمشکل.....خدایا ماه تابان کن که ظلم ناکسان بارد...

سحر درپیش ومن لیکن به خفتن زنده می مانم؟.....نه هرگز بر مزمل گفت که بیداری حسان بارد...

دراین تنهایی شهر شلوغ شهر تنهایی.....که را گویم بیاید دل که تا صبحدم بیان بارد...

همه خواب اند من بیداروتعدادی بخواب بیدار.... نمی گرددکسی بیدار ولوحکم قران بارد...

اگر دزدان برند ایمان به چرت اندکم درخان....قیامت را جوابم کیست که آنجا سرستان بارد...

بگوای صور به جن وانس و یا وهم و خیال شب....بترسید ای شبه امشب که لذت آن جهان بارد...

غیرتوهرگز

این آتش خموش دلم وا نمی شود........با جنت نعیم تو،ارضا نمی شوم...............

ما را چکار به لذایذ که رفتنی است..........جز برمقام رضایت رضانمی شود.....

ترک تمام هستی علمت نموده ام........جز بر وصال وصل تو سودا نمی شود........

با نوعروس پر از زهر زرنگار.......هیهات که روح ودل اخفا نمی شود..............

عشق مجازبه مجازی مسلط است.......برقلب من ز رحمت مولا نمی شود..........

صورازدرتوبردردیگری نمی رود.......احسان نماد که غیرتواجرانمی شود.........

کفتارها

کفتارهادیدم کمین برقوت شیران می پرند.....تاطعمه رایافتند ز او برهم چو خصمان می پرند....

این آدم ملی گراجانها دهدبرملتش.....چون شدحکومت رابدست برهم غریبان می پرند......

صد بز به شاخه های بلند ازترس گرگها درفرار.....اما به خلوت می رسندبرهم چوشیران می پرند....

دوشیزگان عاطفه از بهرهم قربان شوند....گر برتری بینند زهم برهم چو مردان می پرند.....

ازرفتن و یا یافتن غمگین مشو ای زاهدا....مردم زبهر فانیات برهم چوخامان می پرند

آموزکلاغهادرصفندازبهردشمن متحد.......چون شب شود اندر کناربرهم به پنهان می پرند.....

عارف بساز باسختی .جورحسود وجاهلی........راحت شود بارغمت بی صبروایمان می پرند.......

این گوسفندان درچرا آرامش روح وروان......گردرس روزباشدچنین شبهاحراسان می پرند....

ای صورتو که گشتی خضوع روزگارو آدمی.....حرمت نبینی ازکسی برتو چو آنان می پرند...

روزگار

با گردش روز و شب درحلقه پرگاری .....باشد که فنا گردد این چهره ی مینایی....

ساقی قدح و می را بنداز و رخت بنما.....و زآن لب مشکینی آهی بنما آنی.........

براین گل پشت برگ ،آفتاب نمی تابد.....دریاب مرا مهتاب هر قدر توانایی.........

این بلبل خوش آواز دیگر نمی خواند..... شاید که حزین گشته ازچرخش الوانی....

هر گاه که خوابیدم بار دگرش احیا.....خسته ز مکررها با حال پریشانی.............

این صورت پروانه،خوشحال نباشد دی...چند روز بهار درسال شاداب زگل وباغی.

(صور)گر بطمع روزی بربال ملائک شد.....رو یی ز ازل بنید گیرد به ابد جانی..

کبوتر

یارب نظر یارب نظر من کفتری پر بسته ام....... یک عاشقی پردرد وغم در خانه ای در بسته ام.........

یاری کنید یاری کنید مردم وفاداری کنید.........چون بوته ای در زیر پا پرپر شدم کاری کنید........

غش میکند غش میکند این غنچه ی تنهای ما........از خود فنا بی خود شده چون دیده این دنیای ما..........

خون می چکد خون می چکد از دیده ی گریان ما......... یا رب کمک کن از کرم ای یار وهم پیمان ما..........

جان میدهد جان میدهد جان را چه آسان میدهد ..........بی التماس دغدغه جان را به جانان می دهد...........

بینید مرا بینید مرا درمانده ی دوران شدم.......صد بوسه ی پر عاطفه هر روز به زخمم می زنم..........

پر کینه شد پر کینه شد زخم دلم دیرینه شد..........از کس محبت را ندید دلتنگ شیر سینه شد........

صور درعجب صور درعجب ازمردمان روزگار......راحت چه اینان بشکنند قول و قرار کردگار.............

قسمت

هر روز پی روزی ناخوانده دویدیم . . . جز حسرت وا مانده ی دوران ندیدیم .

آتش بجگر برسر کویی که نهف حرص . . . چون تشنه لبان جز بسرابی نرسیدیم .

غافل ز مقسم که دهد روزی بی دست . . . بد شد همه اوقات و خوشی را نچشیدیم .

گفتم که دگر کوشش بی جا نقبول است . . . از تنبلی کی ما ،سخن راز ستودیم .

گفت شاعر گمنام که تلخست عرق ناب . . . و ز تلخی آن مست شده عقبی بخریدیم .

عیداست وشب ناز وهمه غلغله نوروز . . . بر تن بجز از جامه ی تقوا نخریدیم .

با وعده نهادند حق ما را به قیامت . . . آنجا که نرفتیم و ندانیم و ندیدیم .

اندر صدف عشق که جای ازلی بود . . . روشن ز سماوی به سماوی نخزیدیم .

بودش قدمم بر سر و کوپال ملائک . . . شاید ز طمع از در میخانه پریدیم .

(صور)گر هنر خویش خرابانه فروشد . . . از روز ازل بخت شد وماباده کشیدیم .

عشق سوخته

جان می دهم وبه جانان نمی رسم ...... آه می کشم و به دامان نمی رسم ...........

من مرده ی محبت تو گشته ام عزیز..... دستم بگیر که بر تو من آسان نمی رسم...

با ملک آبرو به تمنا فتاده ام .....در این جهان به راحت و احسان نمی رسم.........

باعشق در وصال تو صدها گریسته ام......افسوس بمن که بر رخ تابان نمی رسم..

ترسم که مهلت عمرم بسر رود ..... بر ساحت تو فاضل یزدان نمی رسم...........

وقتم تباه شده در کنج روزگار...... یارب نظر نما که به عرفان نمی رسم...........

همراه بوی بهاران ز مصحفت...... جز لحظه ای به غایت قرآن نمی رسم..........

(صور)می رسی اگرت ترک دل کنی .....اینقدر نگو که بر ره خوبان نمی رسی..

ادب

باشد که در جوارت مستانه جان سپارم.....غلطانه در شرابت مردانه جان سپارم....

یار عزیز مستم پیمانه پر میم داد.....نشکن صفای پاکت بیگانه جان سپارم..........

درکوی جان نساران بوسی به تیغ بران..... با این لبان گلگون دیوانه جان سپارم...

بینم شکوه عشقت اندر مرام پاکان..... در عشوه ی عیانت جانانه جان سپارم........

گر صد به زخم شمشیر آواره در بیابان..... بهتر ز آن برایم در خانه جان سپارم...

یک صحفه ای ز مصحف مدهوش چشم مستم.....سوز جگر برارم در دانه جان سپارم.........

از شربت شرابت شُکر شکر ندانم......آواز خوش نسیمی پیمانه جان سپارم.........

در رسم ما حقیران بزمی بجز ادب نیست.....سر را نهم بکویت بی چانه جان سپارم......

(صور) در غبار قربت بیمار قربتت شد..... با ناز بهترین یار ویرانه جان سپارم...

حج والدین

باب آمده اُم آمده برماسلامت آمده......ازمحضر هو با دعا بر ما سخاوت آمده............

ازکعبه خالق نواز یا از حضوراهل بیت.....مسرور و شادان از سفربا پیک عزت آمده........

درتین وزیتون زمین با هر ملک همدم شدند....عبدالرضا بابم بود همراه عترت آمده...........

مادرپدر حجت قبول از اُقربا با ما بگو.....ازآن صفا ومروه اش چون نور چشمت آمده........

گفتم دعا گوید مرا ازمخلصین گردم خدا....ای دل سکوت کن در امید از شهر عصمت آمده.....

روزی که رفتید از برم دیدم همه پژمرده اند....اما که حالا میرسید دل گفت شفاعت آمده....

چاوش هنوز بردن بخوان ای بوی بدل هرروز بمان.....ازحاکمان بعد حق من رااطاعت آمده....

بلبل میانه بوته ها در گل چنان چه چه بزن.....برقلب فرزندان وخویش صد طاق نصرت آمده...

ای صورتو باشادی بخوان برحق شو و شاکر بخوان .....باب آمده اُم آمده برما سلامت آمده.

نجوای شکسته در گلو

یارب عجب جان می دهم با عقده ها و درد دل....اشک فراوان می کنم در محضرت برآب وگل.....

این بغض های پی زپی راه گلویم بسته کرد....چشم سفیدم را بشست درقلب خوبم کینه کرد.....

هر شب ز دوری مرده ام گویند فلانی خفته است.....کاووس دوری دیده ام جانم فراوان برده است.....

گشت پاره پاره برگ گل مهر و وفایت گو چه شد....این خانه را ویران کنی فضل وعطایت گو چه شد....

بویش گر ازد کویی رسد دیوانه گردم از کرم....امید آن پیراهنم گیرد سرم را در حرم .....

از عشق بوسش مرده ام خوابهای رنگین دیده ام.....ازصورت گلگون او صد آه حسرت چیده ام....

باری اگر بی جان شدم از وصل او درجان شدم....با جام پر می داده اش سرمست آن جانان شدم....

برگیسوان دلبران باد بهاری می وزد.....چنگی زنم بر پیکرش آهم خزانی می وزد..

گر وصل او روزی شود سوری دهم اندرعیان....با باده خوشنام خود شادان کنم کل جهان....

تقدیرکند گر روزگار پشتت رها بنمایدند.....درپیش کس یا ناکسان سنگ حقیر گرداندند...

هم امتحان است هم قصاص تاهرعزیزهمسان شود....دربارگاه عدل حق سهم بلا یکسان شود....

صور میدود چون بی کسان یارب نظر بنما به آن....بر گریه اش رحمی بکن دلتنگی از قلبش بران

کوی غمزده

کسی برای تصلای ما نمی آید.......... بکوی غمزده ما صفا نمی آید.................

دلم گرفته بیاد گذشته ی دوران.......ز آشنای قدیمی وفا نمی آید.....................

دل شکسته و غربت شب دراز غم.......زیار عاطفه ها هم نوا نمی آید..............

سکوت وخلوت مهراست دراین غریبستان......ز مردم متظاهر حیا نمی آید.........

مرا به خوب و بد کس مگر چکاری هست.....زمشکل و زمکافات رها نمی آید.....

ره خدا و خموشی نهاده ام بر سر.......ز عالم و ز حکیمان هوی نمی آید..........

ببین که یوسف کنعان اسیر زندان شد.......ز باغ حسن زلیخا صبا نمی آید..........

بدان که خانه قبرم بهشت جاوید است...... ز(صور)ز سختی دنیا صدا نمی آید......

غربت

عجب بساز غم من زمانه میرقصد . . عجب زسوز دل من الهه می رقصد .

چه آرزوی محبت زعقل و یارم بود . . چراکه خسته ی خسته پرنده میرقصد .

اله که مرگ من آیدوصال حق گیرم . . به پشت سنگ لحدها فرشته میرقصد .

اجل کجا بکجایی که در پی ات بودم . . ز اشک ماتم من او فریفته میرقصد .

کنون زهجر من امشب چه شادمانیها . . به شعر غربت مستان ترانه میرقصد .

بیا ببین که شکسته چراغ وجدانها . . به حال (صور ) غریبه، غریبه میرقصد .

شدم بخانه قبری که زنده تر گردم . .بگیر تو شاخه ی حمدی که بنده میرقصد .

رفتی

رفتی و مرا صدا نکردی.

حتی به من اعتنا نکردی

گلهاکه تورفتی بازفسردند.

کفتر به حیاط ما نخفتند.

از گربه دگر خبر نمیشد.

یاری ز کسی ثمر نمیشد

دوستم چوغریب،غریبه هم دور.

گویاکه شده دوچشم من کور

گرآمدی و دگر نبودم .

حمدی بسرا تو بر وجودم

پروانه خموش وباغبان مرد.

دلسوخته حمید بیزبان مرد

بی سرپرست

ایهاالناس گوش کنیدازخود فنادرفقر شدم . . دین و ایمانم گسست و،من زفقر پرپرشدم .

درجماعت سر بلندید،از خدا خواهم همین . . چون میان اجتماع گم گشته و،بدتر شدم .

هرچه داشتم آن فروختم تیغ رسیدبراستخوان . . خودفروختم خوب ببینیدازبهشت بردرشدم .

من نخواهم با متاعی لحظه ای شادم کنید . . بلکه خواهم با عدالت حکم کنیدچون بر شدم .

چون عدالت میدهد عمری مراامید وقوت . . با متاعی چند وصحبتهای بی چند کر شدم .

بهترین حقم حدودشرع همان خمس وزکات . . تا شود برکت زیاد و،من چرا بیسرشدم .

کم فروشی یاگران دادن همش خنجربماست . . ور نه پولداران نبینند این منم پرپرشدم .

دزدواوباش وهمه مسئول دزدرادست زنید . . چونکه روزجان بگیرندبیسروپیکر شدم .

کس نیامدجان بپرسددست ماگیردبدست . . صوربیچاره همی گفت بس که گفتم خرشدم

رهروان

صبحگاهان رهروان شب ستایش میشوند . . در جهان زحمت کشان بهرش نکوهش میشوند .

عاقلان گویند خطاست بی حجتی بعد از نبی . . روزه گرپایان برند آنان نوازش میشوند .

گر بعقل و معرفت غلام به مسکین پا نهند . . گر فرو پوشاند آن جاه را ستایش میشوند .

هر چقدر بهر خدا گردند تواضع بر بشر . . می رود بالا مقامش آب و آتش میشود .

هر که بر ما از غرور و کبر تکبرها کند . . برخودند آن کردهاهر روزمشوش میشوند .

صورکه باصدزوروقوّت بارهاناقص کشید . . گرزفضل نامید شودعقبی خرابش میشود .

لیلی

برکت خانه ی لیلا ز هواخواهی ماست .. آتش سِر درون روشنی کوچه ماست .

بیخبر ماند و ندیدلحظه ی عمر گُلکی .. گلکی ست درسرما و بخدا لیلی ماست .

نورچشمم شده کمسوکه بسوی توسپرد .. قدمی نه بدوچشمم دل توخانه ی ماست.

نشو نومیدونکن ظلم و نکن با دل ما .. این همه بی خبری و سر سودایی ماست .

لیلی یا ناز نفرما که جوانی بگذشت .. اگراین دوره گذشت وقت پشیمانی ماست .

خواهم آخرتوبدانی ره دینست ره راست .. گنج قارون زمان و  ید بیضایی ماست .

فکرنکن صورخودت راهی100ساله شدی .. شهی یوسف کنعان زدعا گویی ماست .

هجرت

هجرت طول ودراز و ره گم گشته من . . از جفاوحسد وخدعه ومکر قابل شد .

شده ام پا به رکاب و سفرم حاصل شد . . آشنایان و مرا پرده ی غم هایل شد .

آنچه بودش ز ازل بار قضا کرده قدر . . اشک من بر قدم پای طبیب مایل شد .

سفر من ز بهشت جرم پدر شد شروع . . به ابد می روم آخر ز الست نایل شد .

عاقبت سفره حق در دل ما باز شود . . تا مگر من بروم جادو و غم باطل شد .

من چه حاجت بریانان چه کس راببرم . . ازرقیب دشمن کین شهرت من زایل شد .

ای خدا ذکرسلامت بگوش صور رسان . . حرمت مرد خدا بر همگان مشکل شد .

خماری

عاقبت مادرس ایمان رافراتر رفته ایم      بامی و مستی گوهر،اندر وجودان ساخته ایم

علم واحسانهابه بن بست،درشراب ودلبری   بافته صدجامه ازین ره برکسانم دوخته ایم

جشن ما پررقص ونوش و،درنما دم می زند   یاد شب خیزان شب را،ما زدل سوزانده ایم

از می و دود وخماری کنج اُزلت گر رویم       درد دلبر در سحرگاهان بود، شاد بوده ایم

درمرام این طریقت لطف او رامی نهیم     با خود معشوق جهان رامابه دود بفروخته ایم

دودماآه ونوا است ازته این سوخته دل    گرخماری هست زمی،می رالقایی ساخته ایم

باخلوص دل چهل روز،آینه گردی زحق    این جهان را قبضه باشی ماز اوصاف کرده ایم

صورپاک ازشیع وماده،دل بمشکل کی دهد    درددوری از خداوندست،کندما گشته ایم

مضطرب

در این دنیا میان جمع غریب افتاده ام یارب.........غرور و کینه ی دل را زبغض بشکسته ام یارب........

دلم حیران به صحراها کبوتر گونه می پرد........مد ده ساحلی را من که دیگر خسته ام یارب......

درخت آرزوی من حوادث پرپرش دارد ....... تنم پروانه ی بی پر ملک وار سجده ام یارب..........

دل بشکسته ام نازی که بی تومرده ام ای جان......وصال مست وعشقی شور بسرپیمانه ام یارب.......

همه عمر با تو می خوردم به مسجد ره ندادندم.......موی و روی تو عهدم بود ولی بی کامه ام یارب........

مرا بر هر سر و کویی چو بدنامان بفرختند........ بدامانت گریستم من که بی جانانه ام یارب.........

به بوی عطر گیسویت چه رفتن ها که باطل بود...... حدیث آشنایی را ز آتش خوانده ام یارب........

بقربت خانه ام مهمان ز غربت بسته در داری.........دل بشکسته ام نازی که بی تو مرده ام یارب........

وصالت جام بی فرجام مکانم مضطرب یارب........ به ملک جاودان(صور)را بخوان چون تشنه ام یارب........


مهِ ناز


برسرکوی تو ما پیرو زمین گیر شدیم . . . رو نکردی به رخی سیر و تو، دلگیر شدیم .

مَهِ ناز شاخه  نباتی دل  ما هم  نغنود . . . آمدی  عاقبت  و دیر و  کمی  پیر شدیم .

بر سرکوی من آهسته گذر کن آهسته . . . خیر ندیدیم ز جوانی  ز فراق  تیر شدیم .

جهل وسنت زتمامی،دل ماخسته نمود . . . کودکان گریه کنان،تشنه و بی شیرشدیم .

عاقبت زخم  زبانها دل ما را بشکست . . . بشکست آنچه نباید که چه  تحقیر شدیم .

مهِنازی، گلکم در پی و در کارم نیست . . . این برای تو نوشتم که ز هم سیر شدیم .

ای حمید شکوه ز غیر و ز خداوند نکن . . . ز ازل  بُعد  طریقت  همه  تفسیر شدیم . 

زنگ جدایی


گفتمش باد خزان از چه تو بر ما می وزی . . . می وزی و می بری این حاصل ما می کنی .

بر سر راه طریقت گفتمان ما خطاست . . . ای خطا ما را نیاب و،این سکوت ما جفاست .

گفتمش ساقی ز جان  ما، مگیر پیمانها . . . بر سر پیمانها باده فراوان خوردها .

می شود این دور دنیا عاقبت روزی تمام . . . از تمامی حاصل ما گشته شد باد حرام .

ای بسوی دلبرت هر روز نسیم گل دهی . . . بر سر گل جان ما را بی سر وپیمان نهی .

شکوت فصل جوانی زود گریبانم گرفت . . . این گرفت و زودتر از آن طوق پیرانم گرفت .

می روم تا من نمانم،دیگران بر جای من . . . جای من از آن تو و ، این سر سودای من .

(صور)ما تنها شده یا نامید از زندگی . . . زندگی استارت دنیای دگر از بندگی .

برق وتشویش عروسان هوش تو از سر برد . . . تو عروس خانه ما،شو بیا حُسن وخرد .

ای (حمید) با حوصله دنبال من آهسته آی . . . من شدم تقدیر تو و تو شدی  غایت ز وای .

کودکی در ده

یادمه ز خوردکی هام، بازیهامون چه قشنگ بود .

وقتی که بارون می اُومد، شادیهامون چه قشنگ بود .

دخترا با هم می خوندند، هاجرک عروسی داره .   

همی که قاتی می رفتیم، صداهامون چه قشنگ بود .

سر بسر هم میذاشتیم، به خونه ی هم می رفتیم .

اگه مشکلی می اُومد، آشتیهامون چه قشنگ بود .

به شنا تموز می رفتیم، مدرسه میزون می رفتیم .

مدیرا مارو میزدند، آخه هامون چه قشنگ بود .

به خونه ی قوم و خویشان، چرقو هر شب می رفتیم .

مهربون با هم بودیم و، گذشتامون چه قشنگ بود .

بزرگتر یک کم که رفتیم، گوی هوا بازی میکردیم .

قایم موشک که میکردیم، حیاطامون چه قشنگ بود .

اُون وقت بچگی می کردیم، غم و غصه ای نداشتیم .

خر سواری که می کردیم، گالیشامون چه قشنگ بود .

گوسفندان چرا می بردیم، یا سوارشون می رفتیم .

تشنه،گشنه که می رفتیم، گریهامون چه قشنگ بود .

کوچه های باغ زمستون، پر شغال و گربه می شد .

به سر آب که می رفتیم، زمینامون چه قشنگ بود .

روستای قشنگی داشتیم، ارگ میان قلعه مان بود .

از محله کهنه تا کوه، سفرامون چه قشنگ بود .

زیر لب همه می گفتند، ای خدا چقدر تو خوبی .

ازغند از یادم نمیره، خاطرامون چه قشنگ بود .

اُون وقتی حمید بودم و، حالا باز حمید آقایم .

خسته گشته ازچخانها، صحبتامون چه قشنگ بود .

مهجوری

من در اینجا نه غم خویش و به غمخانه شدم . غم هجران تو خوردم که چو بیگانه شدم.

چشم مهجوریی من  بر سر کوی تو نخفت . دوستان عیب نوشتند که چه دیوانه شدم .

مستی عقل من آخر که بجایی نرسد . روی نما طلعت زیبا که به میخانه شدم .

شب سحر شد به امیدی که امیدم برسد . ناگهان ابر سیاه آمد و بتخانه شدم .

روز احرام، طلب کرد ومنِ خفته زار . هوس اوج تجلی،پی هر دانه شدم .

سالها رنج در این حکمت درینه و غم . هاتف حق به وکیلی زد و مردانه شدم .


ذاکر

مرا بر تو ارادتهاست نمی دانم میدانی . . قنوتم ذکر خیر توست نمی دانم می دانی .

به چلّه در شبانگاهان،سحرها با نیایشها . . دعایم بهر زیباها ست نمی دانم میدانی .

منو قارقار زاغی تک،چکاوک خوان کویت من . . فراموشت نکرده است،نمی دانم می دانی .

که چون مردی بزرگی تو،بزرگی را تو بردی تو . . مرا گفتی حمید خانست،نمی دانم می دانی .

مبارک است کلام تو،امیدم راه و رسم تو . . دلم یاد ترا می خواست نمی دانم می دانی .

اگر مستفعل شعرم، شده تبدیل مفاعیلُن . . حواسم چون پریشان است نمی دانم می دانی .

ترا با مردم ازغند دعا بسیار می گویم . . حمید خواهان ذاکر هست نمی دانم می دانی .

کجایی

جانم فدای ایزد ، از ما دگر چه خیزد . . جان می دهد نپرسد، خون بی بها بریزد.

گفتم شب وصال است ، موسوم زرمحال است . . روزمعاد وحشرش،حق است ودرکمال است.

سر را به روی تربت ، سایده ایم به قربت . . جانا تاَملی کن، ما مانده ایم به غربت.

نه شکوه از عزیزی ، نه درد و غم رقیبی . . سر در میان زانو،دل در هوا حبیبی.

گرفصل نوبهاران ، جای خوشی به خوبان . . دستی زمرحت گیر،جا مانده ایم زیاران.

آری (حمید) بسازد ، آهنگ دل نوازد . . درشهر جم سپاهان، جنت به جم نبازد.

ای یارما خدایی ، داد می زنم کجایی . . در روی کوه صُفه، گفتم که دل بلایی.


التماس دعا



آیاتی برگزیده شده از سی جزء قرآن


آیاتی از جزء اول
سوره بقره
این کتاب(قرآن)بی هیچ شک راهنمای پرهیزکاران است(2-بقره)
ازخدابه صبرونمازیاری خواهیدوحقیقتاًکه نمازسنگین است مگربرخداترسان(45-بقره)
محققاًهرمسلمان ویهودونصارای وستاره پرست که ازروی حقیقت ایمان بخداوروزقیامت آوردو عمل شایسته کندازجانب پرورگاربه اجروثواب رسندوهیچگاه(دردنیاوعقبی)بیمناک واندوهگین نخواهند بود(62- بقره)
وهرگزآرزوی مرگ نکنندزیراعذاب سخت بسبب کرداربددرآخرت برای خودمهیاکرده اند وخداداناست به ستمکاران(95- بقره)
واگرآنهاایمان آورندوپرهیزکارشوندمحققاًبهره ای که ازخداوندنصیب آنهاشود بهترازهرچیزخواهدبوداگربدانند(103- بقره)
آری کسی که ازهرجهت تسلیم حکم خدا گردیدونیکوکارگشت مسلم اجرش نزدخدابزرگ خواهد بودواوراهیچ حزن واندوهی نخواهدبود(112- بقره)
مشرق ومغرب ملک خدااست پس بهرطرف روی کنیدبسوی خداروی آورده ایدخدابهمه جامحیط وبه هرچیزدانااست(115- بقره)
اوآفریننده آسمانها وزمین استوچون اراده ی آفرینش چیزی کندبه محض آنکه گویندموجودباش موجودشود(117- بقره)
ای پیغمبرماتورابه حق فرستادیم که مردم رامژده دهی واعذاب جهنم بترسانی وتومسئول کافران که براه جهنم رفتند نیستی(119- بقره)
هرگزیهودونصاری ازتوراضی وخشنود نخواهند شدمگرآنکه پیروی ازآئین آنهاکنی بگوای پیغمبرراهیکه خدا بنمایدبه یقین راه حق تنهاهمان است والبته اگرازمیل وخواهش آنهاپیروی کنی بعدازآنکه طریق حق رابه یقین دریافتی دیگراصلاً جدایارویاورتونخواهدبود(120- بقره)
 ابراهیم عرض کردپروردگارااین شهررامحل امن وآسایش قرارده وازمیوه هایش اهلش راکه به خداوروزقیامت ایمان آوردندروزی فرما.
فرمودهرکس کفربورزدپس اورابهره ی کم می دهم سپس اورابه عذاب جهنم می کشم وبه جایگاهی است(126-بقره)
ووقتی که ابراهیم واسماعیل دیوارهای خانه مکه رابرافراشتندوعرض کردند پروردگارااین خدمت راازماقبول فرماتوئی که دعای خلق رااجابت کنی وبه اسرارهمه دانائی(127-بقره)
پروردگارادل ماراتسلیم فرمان خودگردان فرزندان مارانیزبه تسلیم خود بداروراه پرستش رابه مابنما وبرماببخش حقیقتاًکه تنهاتوئ یبخشنده مهربان(128- بقره)
پروردگارافرزندان ماراشایسته آن گردان که برانگیزی ازمیان آنان رسولی که برمردم تلاوت آیات توکندوآنانراعلم کتاب وحکمت بیاموزدوروانشان راازهرنادانی وزشتی پاک ومنزه سازدتوئی که هرکارخواهی برآن قدرت وعلم کامل داری(129- بقره)
گزیده ای از آیات جزء دوم
پس مرایادکنیدتاشمارایادکنم وسپس شکر نعمت من بجای آریدوکفران نعمت مکنید(152- بقره)
ای اهل ایمان درپیشرفت کارخودصبرپیشه کنیدوبه ذکرنمازتوسل جوییدکه خدایاورصابران است(153- بقره)
وآن کسی راکه درراه خداکشته شدمرده نپنداریدبلکه اوزنده ابدیست ولیکن همه شمااین حقیقت رادرنخواهیدیافت(154- بقره)
والبته شمارابه سختیهاچون ترس گرسنگی ونقصان اموال ونقوس وآفات زراعت بیازمائیم وبشارت ومژده بده صابران را(155- بقره)
آنانکه چون به حادثه سخت وناگواری دچارشوندصبوری پیش گرفته وگویندمابه فرمان خداآمده وبه سوی اورجوع خواهیم کرد(156- بقره)
برخی ازمردم غیرخداراهمانندخداگیرندوچنانکه خدارابایست دوست داشت به آن دوستی ورزندلیکن آنهاکه اهل ایمانندکمال محبت رافقط به خدامخصوص دارندواگربدانندمشرکان ستمکارآن هنگام که عذاب خدارامشاهده کنندکه قدرت خاص خداست وعذاب خدامشرکان رابسیارسخت است(165- بقره)
ای مردم ازآنچه رادرزمین است حلال وپاکیزه تناول کنیدوپیروی نکنیدوسوسه های شیطان رابدرستیکه شیطان ازبرای شمادشمن آشکاریست(168- بقره)
ای اهل ایمان روزی حلال وپاکیزه ای که مانصیب شماکرده ایم بخوریدوشکرخدارابجای آوریدوتنهاسپاس اوگوئیداگرشماخالص خدارامی پرستید(172- بقره)
وچون بندگان من ازدوری ونزدیکی من ازتو پرسیدندبدانند که من به آنهانزدیک خواهم بودوهرکه مراخوانددعای اورااجابت کنم پس بایست دعوت مرابپذیرندوبه من بگروندباشدبه سعادت راه یابند(186- بقره)
پیغمبرازتوسؤال کنندکه سبب بدروهلال ماه چیست جواب ده که درآن تعیین اوقات عبادت حج ومعاملات مردم است ونیکوکاری بدان نیست که ازپشت دیواربه خانه درآئیدچه این کارناشایسته است نیکوئی آنست که پارساباشیدوبه هر کارازراه آن داخل شوید وتقوی پیشه کنیدباشدکه رستگارشوید(189- بقره)
ازمال خوددرراه خداانفاق کنیدنه به حداسراف وخودرابه مهلکه نیفکنیدونیکوئی کنید زیراخدانیکوکاران رادوست دارد(195-بقره)آنگاه که اعمال حج بجاآوریدپس مانندپدران خودبلکه بیش ازپدران خدارایادکنیدبعضی مردم کوتاه نظرازخداتمنای متاع دنیوی تنهاکنندوآنان راازنعمت آخرت نصیبی نیست(200- بقره)
وبعضی دیگرگویندبارخدایاماراازنعمتهایدنیاوآخرت هردوبهرمندگردان وازشکنجه آتش دوزخ نگاهدار(201- بقره)
حیات عاریت ومتاع دنیوی درنظرکافران جلوه نموده که اهل ایمان رافسوسومسخره میکنندولی مقام تقوی پیشگان روزقیامت بسی برترازکافران است وخدابه هرکه خواهدروزی بی حساب بخشد(212- بقره)
گمان کردیدکه به بهشت داخل شویدبدون امتحاناتی که پیش ازشمابرگذشتگان آمدکه برآنان رنج وسختیهارسیدوهمواره پریشان خاطروهراسان بودند تاانگاه که رسول ماگروندگان به اوعرض کردندیاری خداچه زمان است درآنحال به رسول خطاب شدهان بشارت ده که همانایاری خدانزدیک خواهدبود(214- بقره)
ای پیغمبرازتوسؤال کننددرراه خداچه انفاق کنیم بگو هرآنچه ازمال خودانفاق کنیددرباره پدرومادروخویشان وفقیران وراه گذران رواست وهرنیکوئی کنیدخدابرآن آگاه هست(215- بقره)
حکم جهادبرای شمامغررگردیدوحال آنکه برشماناگوارومکروه است لیکن چه بسیارشودکه چیزی راشماناگوارشماریدولی به حقیقت خیروصلاح شمادرآن بوده وچه بسیار شودکه دوستار چیزی هستیدودرواقع شروفساد شمادرآن است وخداوندبه مصالح اموردانااست وشمانادانید(216- بقره)
آنانکه به دین اسلام گرویدندوازوطن خودهجرت نمودندودرراه خداجهادکردنداینان امیدوارومنتظررحمت خداباشندکه خدابرآنهابخشاینده ومهربان است (218- بقره)
ای پیغمبرازتوازحکم شراب وقمارمی پرسندبگودراین دوکارگناه بزرگی است وسودهائی ولی زیان گناه آن بیشازمنفعت آنست ونیزسؤال کنندتوراکه چه درراه خداانفاق کنندجواب ده آنچه زائدبرضروری زندگانی است خدابدین روشنی آیات خودرابرای شمابیان کندباشدکه تفکرکنیدوعقل بکاربندید(219- بقره)
برای آسایش دنیا وآخرت خودانفاق کنیدونیزسؤال کنندتوراکه بایتیمان چگونه رفتار کنندجواب ده که به اصلاح حال ومصلحت مآل آنهاکوشیدبهتراست تاآنهارابی سرپرست گذاریدواگرباآنهاآمیزش کنیدروااست که برادران دینی شماهستندوخداآگاه است ازآن کس که درکارآنان افسادونادرستی کندوآن که صلاح ودرستی نمایدواگرمی خواست کاررابرشماسخت می کردچه آنکه خداتواناودانااست(220- بقره)
برنمازهامواظبت کنید مخصوصاًنمازوسطی ودرحالیکه رام هستیدبرای خداقیام کنید(238- بقره)
خدارادرحق بنده گان فضل وکرم بسیاراست لیکن بیشترمردم سپاسگذارحق نیستند(243-بقره)
کیست که خداراوام (یعنی قرض الحسنه)دهدتاخدابراوبه چندین برابربیفزایدوخداست که میگیردومیدهدوبه سوی اوهمه بازمی گردند(245- بقره)
چه بسیارشده که گروهی اندک به یاری خدابرسپاه بسیارغالب آمده وخدایارومعین صابران است(249- بقره)
بارپروردگارابه ماصبرواستواری بخش وماراصابت قدم دارومارابرشکست کافران یاری فرما(250- بقره)
واگرخدابرخی مردم رادر مقابل بعضی دیگر برنمی انگیخت فسادروی زمین رافرامی گرفت ولیکن خدایمتعال خداوندفضل وکرم برهمه اهل عالم است(251- بقره)
گزیده ای از آیات جزءسوم
خدای یکتاست که جزاوخدائی نیست زنده وپاینده است هرگزاوراکسالت خواب فرانگیردتاچه رسدکه به خواب روداوست مالک آنچه درآسمانهاوآنچه درزمین است که رااین جرأت است که درپیشگاه اوبه شفاعت برخیزدمگربه فرمان اوعلم اومحیط است به آنچه پیش نظرخلق آمده است وآنچه سپس خواهد آمدوخلق به هیچ مرتبه علم اواحاطه نتوانندکردمگربه آنچه اوخواهدقلمروعلمش ازآسمانهاوزمین فراترونگهبانی زمین وآسمان براوآسان وبی زحمت است چه اودانای بزگواروتوانای باعظمت است(255- بقره)
کاردین به اجبارنیست راه هدایت وضلالت برهمه روشن گردید پس هرکه از راه کفروسرکشی برگرددوبه راه ایمان وپرستش خداگرایدبه رشته محکم واستوارچنگ زده است که هرگزنخواهدکسست وخداوندبه هرچه خلق گویند وکنند شنواودانااست(256- بقره)
خداوندیاراهل ایمان است آنانراازتاریکیهابسوی نورمی بردوکسانیکه کافرشداندیارانشان طغیانگران هستندکه آنان راازنوبه تاریکی می برندآنهااهل دوزخ ودرآن مخلّدهستند(257- بقره)
فقیرسائل رابه زبان خوش وطلب آمرزش ردّکردن بهتراست تاآنکه صدقه دهندوازپی آن آزارکنندخداوندازخلق بی نیازوبرآنان بردباراست(263- بقره)
ای اهل ایمان انفاق کنیدازبهترین آنچه اندوخته ایدبه کسب وتجارت وازآنچه برای شمااززمین می رویانیم وبدها رابرای انفاق معیّن نکننددرصورتی که شماخودجنس بدرانستانندمگرآنکه ازبدی آن شماخودچشم پوشی بتوانیدکردوبدانیدکه خداازخلق البتّه بی نیازوبه ذات خودستوده صفات است(267- بقره)
شیطان به وعده ی فقروترس بی چیزی شمارابه کارهای زشت وادارکندوخدابه شماوعده ی آمرزش واحسان دهدوخدارافضل ورحمت بی منتهااست وبه همه امورجهان دانااست (268-بقره)
خداعطاکند فیض حکمت ودانش رابه هرکه خواهدوهرکه رابه حکمت ودانش رسانددرباره ی اومرحمت وعنایت بسیار فرموده واین حقیقت راجز خردمندان عالم متذکّرنشوند(269- بقره)
کسانی که مال خودراانفاق کننددرشب وروزنهان وآشکارآنان را
نزدپروردگارشان پاداش نیکوخواهدبودوهرگزبیمناکواندوهگین نخواهندگشت(274- بقره)
آن کسانی که رباخورندبرنخیزندجزبه مانندآن که به وسوسه وفریب شیطان مُخَبّط ودیوانه شده است وآنان بدین سبب دراین عمل زشت افتندکه گویندهیچ فرقی میان معامله ی تجارت وربانیست وحال آنکه خداوندتجارت راحلال کرده ورباراحرام هرکس پس ازآنکه پند واندرزکتاب خدابدورسیدازاین عمل دست کشدخداازگذشته ی اودرگذردوعاقبت کاراوباخداباشدوکسانی که ازاین کاردست نکشندآنان اهل جهنم اندودرآن جاویدمعذب خواهندبود(275- بقره)
خداوندسودربارانابودگرداندوصدقات راافزونی بخشدوخدادوست نداردمردم سخت بی ایمان گنه پیشه را(276- بقره)
پساگرترک ربانکردیدآگاه باشیدکه به جنگ خداورسول اوبرخواسته ایدواگرازاین کارپشیمان گشتیداصل مال شمابرای شماست پس شمابه کسی ستمی نکرده ایدوستمی ازکسی نکشیده اید(279- بقره)
واگرتنگدست شودبدومهلت دهیدتاتوانگرگرددواگربه رسم صدقه ببخشید برای شمابهتراست اگرداناباشید(280- بقره)
خداهیچ کس راتکلیف نکندمگربه قدرتوانایی اونیکی های هرشخصی به سودخوداووبدی هایش نیزبه زیان خوداوست بارپروردگارامارابه آنچه به فراموشی یابه خطاکرده ایم مؤاخذه مکن بارپروردگاراتکلیف گران طاقت فرساچنانکه برپیشینیان نهادی برمانگذاربارپروردگارابارتکلیفی فوق طاقت مارابه دوش مامنه وبیامرز وببخش گناه مارا وبرمارحمت فرما که تنهاسلطان ما ویارویاورماتویی مارابرگروه کافران یاری فرما(286- بقره)
سوره ال عمران
بارالهادلهای مارابه باطل میل مده پس ازآنکه به حق هدایت فرمودی وبه ماازلطف خویش اجرکامل عطافرماکه هماناتویی بخشنده بی عوض ومنت(8-ال عمران)
بارپروردگارامحققاًتوتمام مردم رادرروزی که هیچ شبهه درآن نیست جمع سازی وهرگزخدانقض وعده خویش نخواهد کرد(9-ال عمران)
مردم راآرایش حب شهوات نفسانی که عبارت ازمیل به زنها وفرزندان وهمیانهای زروسیم واسبهای نشان دارنیکووچهارپایان ومزارع است درنظرزیباودلفریب است ونزد خدااست همانمنزل باز گشت نیکو(14-ال عمران)
ای پیغمبرباامت بگو می خواهیدشماراآگاه گردانم به بهترازاینهاکه برآنان که تقوی پیشه کنندنزدخداباغهای بهشتی است که برزیردرختان آن نهرهاجاری است ودرآن جاویدهستندوزنان پاکیزه وآراسته ای وخشنودی خدا وخداوند به حال بندگان بینااست(15-ال عمران)
آنان که به درگاه عزالهی عرضه دارند پروردگارا گناهان مارا ببخش ومارااز عذاب آتش جهنم نگاه دار(16-ال عمران)
آنان صابران وراستگویان وفرمانبرداران وانفاق کنندگان واستغفارکنندگان درسحرگاهانند(17-ال عمران)
خدا است به یکتایی خودگواهی دهدکه جزذات اقدس اوخدایی نیست وفرشتگان ودانشمندان نیز به یکتایی اوگواهنداونگهبان عدل ودرستی است نیست خدایی جزاوکه تواناودانااست(18-ال عمران)
بگوبارخدایا ای پادشاه ملک هستی توهرکه راخواهی ملک وسلطنت بخشی وازهرکه خواهی بگیری وبه هرکه خواهی عزت واقتداربخشی وهرکه راخواهی خوارگردانی هرخیرونیکویی به دست تواست وتنهاتوبه هرچیزتوانایی(26-ال عمران)
نبایداهل ایمان مؤمنان را واگذاشته وازکافران دوست گیرندوهرکه چنین کندرابطه اوباخدامقطوع است مگربرای درحذربودن از شر آنان وخداشماراازعقاب خودمی ترساندوبازگشت همه به سوی خدا خواهد بود(28-ال عمران)
درآن هنگام که زکریاعرض کردپروردگارا مرابه لطف خویش فرزندانی پاک سرشت عطافرماکه هماناتویی مستجاب کننده دعا(38-ال عمران)
ای مریم فرمانبردارخداباش ونماز رابااهل طاعت بجای آر(43-ال عمران)
پروردگارا مابه کتابی که فرستادی ایمان آورده وازرسول توپیروی کردیم نام مارادرصحیفه اهل یقین ثبت فرما(53-ال عمران)
یهودباخدامکرکردند وخداهم باآنان مکرکردوخدا ازهمه بهترتواندمکرکرد(54-ال عمران)
گیرم درآنچه می دانید شمارامجادله رواباشدچرادرآنچه عالم نیستیدبازجدل وگفتگوبه میان آورید وخدا همه چیزمیداندوشمانمی دانید(66-ال عمران)
هرکه رامشیت اوتعلق گیردمخصوص به فضل ورحمت خودگرداند که خداوندرافضل ورحمت بی منتها است(74-ال عمران)
آری هر کس به عهد خود وفا کند وخدا ترس و پرهیزگار شود خداوند پرهیز گاران را دوست دارد(76-آل عمران)
و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پزیرفته نشودو او از زیانکاران است(85-آل عمران)

آیاتی از جزء چهارم

شما هرگزبه مقام نیکوکاران وخاصان نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست دارید و بسیار محبوب شماست در راه 0خدا انفاق کنید و هر چه انفاق کنید محققا خداوند بر آن آگاه است(92-آل عمران


(همه اهل کتاب )یکسان نیستند طایفه ای از آنها در دل شب به تلاوت آیاتن خدا و نماز وطاعت حق مشغولند(113-آل عمران)
مثل(حال کافران)مالی که برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند و از آن هیچ بهره ای نیابند بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشت قوم ستمکاری برسد و همه را نابود کند که حاصلی از آن به دست نیابد وخدا ستمی بر آنها نکرده لیکن آنان به نفس خود ستم می کنند (که مالشان را در راه باطل صرف می کنند و برشقاوت خود می افزایند(117-آل عمران)
ای اهل ایمان ازغیرهمدینان خوددوست صمیمی نگیریدچه آنکه آنان ازخلل وفساددرکارشماذره ای کوتاهی نکنندآنان همیشه مایلندکه شما دررنج وسختی باشیددشمنی شماراگاهی برزبان هم آشکارسازنددرصورتی که محققاًآنچه دردل پنهان می دارندبیش ازآناست که برزبانشان آشکارمی شودماآیات خودرابرای شمابیان کردیم اگرعقل واندیشه به کاربندید(118-ال عمران)
اگرشما(مسلمین را)خوشحالی پیش آیدازآن بدحال وغمگین شوند و اگر به شماحادثه ناگواری رسد بدان خوشحال گردند امااگرشما صبر پیشه کنیدوپرهیزگارباشیدازمکروعداوت آنان به شماهیچ آسیبی نخواهد رسیدکه هماناخداوندبرآنچه می کنندمحیط وآگاه است(120-ال عمران)
هرچه درآسمانهاوهرچه درزمین است همه ملک خدااست هرکه راخواهدببخشدوهرکه راخواهدعذاب کندوخدابسیاربرخلق آمرزنده ومهربان است(129-ال عمران)
وازحکم خداورسول اوفرمان بریدباشدکه مشمول رحمت ولطف خداشوید(132-ال عمران)
بشتابیدبسوی مغفرت پروردگارخودبهشتی که پهنای آن همه آسمانهاوزمین رافراگرفته مهیا برای پرهیزگاران است (133-ال عمران)
کسانی که ازمال خودبه فقرادرحال وسعتوتنگدستی انفاق کنندوخشم وغضب خودفرو نشانندوازبدی مردم درگذرند(چنین مردمی نیکوکارند)وخدادوست دارنکوکاران است(134-ال عمران)
نیکان آنانی هستندکه هرگاه کارناشایسته ای ازایشان سرزندیاظلمی به نفس خویش کنندخدارابه یادآرندوازگناه خودبه درگاه خداتوبه وواستغفارکنند که جزخداهیچکس نمی تواندگناه خلق رابیامرزدوآنان هستندکه اصراردرکارزشت نکنندچون به زشتی معصیت آگاهند(135-ال عمران)
آنهاهستندکه پاداش علمشان آمرزش پروردگاراست وباغهایی که اززیردرختان آن نهرهاجاری است وجاویددرآن بهشت هامتنعم خواهندبودوچه نیکواست پاداش نیکوکاران عالم(136-ال عمران)
هرگزدرکاردین سستی نکنند ونه اندوهناک باشند زیرا شمافاتح فیروزمندترین مردم وبلندمرتبه ترین ملل دنیا هستنداگردرایمان ثابت واستوارباشند(139-ال عمران)
اگربه شما(درجنگ احد)آسیبی رسیدبه دشمنان شمانیز(دربدر)آسیب سخت رسید(مقاومت کنید)این روزگار رابه اختلاف احوال (گاهی فتح وغلبه وگاه شکست ومغلوبیت)میان خلایق میگردانیم که مقام اهل ایمان به امتحان معلوم شودتاازشما آن راثابت دردین است(مانندعلی(ع)وشیعیانش)گواه دیگران کندوخداوندستمکاران رادوست ندارد(140-ال عمران)
گمان می کنیدبه بهشت داخل خواهیدشدبدون آنکه خداامتحان کندتاآنانکه جهاددرراه دین کرده وآنان که درسختیهاصبرومقاومت کنندمقامشان رامعلوم گرداند(142-ال عمران)
هیچ کس جزبه فرمان خدانخواهدمردکه اجل هرکس درلوح قضای الهی به وقت معین ثبت است وهرکه برای یافتن متاع دنیاکوشش کندازدنیابهره مندش کنیم وهرکه برای ثواب آخرت سعی نمایدازنعمت آخرت برخوردارش گردانیم والبته خداوند سپاسگزاران راجزای نیک خواهدداد(145-ال عمران)
آنان جزاین نمی گفتندکه بارپروردگارا به کرم خودازگناه وستمی که مادرباره خودکرده ایم درگذروماراثابت قدم بدارومارابرمحورکافران مظفر گردان(147-ال عمران)
(ای مسلمانان ازکافران یاری مجوئید)که خدایارشمااست واوبهترین یاری کنندگان است(150-ال عمران)
به یادآریدهنگامی که روی به هزیمت گذاشته وچنان به دهشت می گریختیدکه توجه به احدی نداشتیدتاآنجاکه به پیغمبرهم که شمارابه یاری دیگران درصف کارزارمی خواندتوجه نکردید تابه پاداش این بی ثباتی غمی برغم شماافزودتاازاین پس ثبات ورزیدوبرای ازدست رفتن چیزی یااصابه ی رنج وألمی اندوهناک نشوید وخدابه هرچه کنیدآگاه خواهد بود(153-ال عمران)
اگردرراه خداکشته شده یابمیریددرآن جهان به آمرزش ورحمت خدانائل شویدوآن بهترازهرچیزی است که درحیات دنیابرای خودفراهم توان آورد(157-ال عمران)
(ای رسول)رحمت خداتوراباخلق مهربان خوشخوی گردانید واگرتند خووسخت دل بودی مردم ازگردتومتفرق می شدندپس(چون امت به نادانی درباره ی توبدکنند)ازآنان درگذروازخدابرای آنان طلب آمرزش کن وبرای دلجویی آنان درکارجنگ مشورت نمالیکن (چون توعقل کاملی)آنچه خودتصمیم گرفتی باتوکل به خداانجام ده که خداآنان که براواعتمادکننددوست داردوهمه رایاری کند(159-ال عمران)
آنانبه فضل ورحمتی که ازخداوندنصیبشان گردیده شادمانندوبه آن مؤمنان که هنوزبه آنهانپیوسته اندوبعداًدرپی آنان به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهندکه مردن هیچ نترسندوازفوت متاع دنیاهیچ غم مخورند(170-ال عمران)
آن مؤمنانی که چون مردمی(منافق مانندنعیم بن مسعوداشجعی)به آنان گفتندلشکربسیاری برعلیه شمامؤمنان فراهم شده ازآنان دراندیشه وبرحذرباشید(این تبلیغاتومکردشمن بجای آنکه بیم دردل آنان افکند)برایمانشان بیفزودوگفتنددرمقابل همه دشمنان تنهاخداماراکفایت است واونیکویاوری است(173-ال عمران)
آنانی که درهرحال ایستاده ونشسته وخفتن خدارایادکنندودائم فکر درخلقت آسمان وزمین کرده (وگویند)پروردگارا تواین دستگاه باعظمت رابیهوده نیافریده ای پاک ومنزهی مارابه لطف خودازعذاب دوزخ نگاهدار(191-ال عمران)
ای پروردگارماهرکه راتودرآتش افکنی اوراسخت خوارکرده ای واوستمکاربوده وستمگران راهیچکس یاری نخواهد کرد(192-ال عمران)
پروردگارا ماچون صدای منادی ای که خلق رابه ایمان می خواندشنیدیم اجابت کردیم وایمان آوردیم پروردگارا ازگناهان ما درگذروزشتی کردارمابپوشانومحوسازوهنگام جان سپردن مارابانیکان وصالحان محشورگردان(193-ال عمران)
پروردگارا!ماراازآنچه به رسولان خودوعده دادی نصیب فرما ومحوم مگردان که وعده توهرگزتخلف نخواهد کرد.(194-ال عمران)
پس خدادعاهای ایشان رااجابت کردکه:البته من عمل هیچ کس ازمردوزن بی مزدنگزارم بعضی مردم ازبعض دیگرپس آنانکه ازوطن خودهجرت نمودندوازدیارخویش بیرون شده ودرراه خدارنج کشیدندوجهادکرده وکشته شدندهمانا بدیهای آنان رابپوشانم وعفو کنم وآنان رابه بهشت هایی درآورم که زیردرختانش نهرهاجاریست این پاداشی ازجانب خداوبازنزد خداست پاداش نیکو (195-ال عمران)
تورادنیامغرورنکندچون بینی کافران شهرهادرتصرف آرند(196-ال عمران)
دنیامتاعی اندک است وپس ازاین جهان منزلگاه آنان جهنم است وچه قدرآنجابدوپررنج آرامگاهی است(197-ال عمران)
ای اهل ایمان درکاردین صبورباشیدویکدیگررابه صبرواستغامت سفارش کنید ومهیا ومراقب کاردشمن بوده وخداترس باشید باشدکه فیروزورستگارگردید(200ال عمران


سوره نساء
ای اهل ایمان برای شماحلال نیست که زنان رابه اِکراه وجبربه میراث گیرید(چنانکه درجاهلیت هرکس می مردوراثش زن اوراهم حق ارث خودمیدانستند)وبرزنان سختگیری وبهانه جوئی مکنیدکه قسمتی ازآنچه مَهرآنان کرده ایدبه جوربگیریدمگرآنکه عمل زشتی ومخالفتی ازآنان آشکارشودوبه آنان درزندگانی باانصاف وخوشرفتارباشیدوچنانکه زن دل پسندشمانباشد(اظهارکراهت مکنیدکه)بسیارچیزهاناپسندشمااست وحال آنکه خدادرآن خیر بسیاری برای شمامقدرفرموده است(19-نساء)
گزیده ای از آیات جزء پنجم
آرزووتوقع بیجادرفضیلت ومزیتی که خدابه آن بعضی رابربعضی برتری داده مکنید(یعنی دراموری که موهبت خداست واکتسابی نیست مانندنعمت نبوت، ولایت،هوش،حسن،جمال ونطق فصیح وغیره طمع نکنیدوبرصاحبانشان حسدمورزیدوبه کسب علم وهنرپردازید)که هرکه ازمردوزن ازآنچه اکتساب کنندبهره مند شوندوهرچه خواهیدازفضل خدادرخواست کنید(نه ازخلق تابه شمااعطاکند)که خدابه همه چیزداناست(32-نساء)
خدای یکتاراپرستیدوهیچ چیزراشریک وی نگیریدونسبت به پدرومادروخویشان ویتیمان وفقیران وهمسایه ی خویش وهمسایه ی بیگانه ودوستان موافق ورهگذران وبندگان که زیردست شماینددرحق همه نیکی ومهربانی کنید(ومتواضع باشید)که خدامردم خودپسندِمتکبررادوست ندارد(36-نساء)
آن گروه(ازیهودونصاری)که بخل می ورزندومردم رابه بخل وادارمی کنندوآنچه راخداازفضل خودبه آنهابخشیده (ازآیات واحکام آسمانی)کتمان می کنند(البته به کیفرخودخواهندرسید)وخدابرکافران عذابی خوارکننده مهیاداشته است(37-نساء)
محقق است که خداهرکس راکه به او شرک آوردنخواهدبخشید،وسوای شرک،هرکه راخواهدمی بخشد،وآن کس که شرک به خداآرد،به دروغی که بافته است گناهی بزگ مرتکب شده است(48-نساء)
آیاآنان که ازاحسان به خلق ،به هسته خرمائی بخل می ورزندبهره ای ازملک وسلطنت خواهند یافت(53-نساء)
آنان که به آیات ماکافرشدندبزودی به آتش دوزخشان درافکنیم که هرچه پوست تن آنهابسوزدبه پوست دیگرش مبدل سازیم تاسختی عذاب رابچشندکه هماناخدامقتدراست وکارش ازروی حکمت است(56-نساء)
آنان که ایمان آورند ونیکوکارشدندبزودی دربهشتی درآوریم که نهرهااززیردرختانش جاری است ودرآن زندگانی جاویدکنندوبرآنهادربهشت جفتهای پاکیزه است وآنان رابه سایه رحمت ابدی خوددرآوریم(57-نساء)
چرادرراه خداجهادنمی کنیددرصورتی که جمعی ناتوان ازمردوزن وکودک شماکه درمکه اسیرظلم کفارندآنان دایم می گویندبارخدایاماراازاین شهری که مردمش ستمکارند بیرون آوروازجانب خودبرای مابیچارگان نگهدارویاوری فرست(تاازشرستمکاران آسوده شویم)(75-نساء)
اهل ایمان درراه خداوکافران درراه شیطان جهادمی کنندپس شمابادوستان شیطان بجنگید(وازآنان هیچ بیم واندیشه مکنید)که مکروسیاست شیطان بسیارسست وضعیف است(76-نساء)
وهرکس خطایاگناهی ازاوسرزندتهمت به دیگری بنددمرتکب بهتان وگناه بزرگ آشکاری شده است(112-نساء)
هرکه ثواب ونعمت دنیاراطالب است(ازخدابخواهدکه)ثواب دنیاوآخرت هردونزدخداست وخدا(به دعاءخلق)شنواو(به احوالشان)بینااست(134-نساء)
ای اهل ایمان نگهدارعدالت باشیدوبرای خداگواهی دهیدهرچندبرضررخودیاپدرومادروخویشان شماباشدبرای هرکس شهادت شهادت میدهیدچه فقیرباشدیاغنی(شمانبایددرحکموشهادت طرفداری از هیچکدام کرده وازحق عدول نماییدکه)خدارابه رعایت حقوق آنهااولی است پس شمادرحکم وشهادت پیروی هوای نفس مکنیدتاعدالت نگاه داری وارزبان رادرشهادت طوری بگردانید(که سخن بهنفع شمامبهم ومُجمَل شود)ویاازبیان حق خودداری کنیدخدابه هرچه کنیدآگاه است(135-نساء)

گزیده ای از آیات جزء ششم

خدادوست نمی داردکسی که به گفتارزشت صدابلندکندمگرآنکه ظلمی به اورسیده باشد(که هرگاه ازدست ظالم فریادودادخواهی کندوزشتی عمل اورافاش گویددراین صورت روااست)که خداشنواودانااست(148-نساء)

اگر(درباره خلق)به آشکاریاپنهان نیکی کنیدیاازبدی دیگران درگذرید(بسیارمحبوب خدااست)که خداهمیشه ازبدیهادرمی گذردباآنکه برانتقام توانااست(149-نساء

سوره مائده
ای اهل ایمان درراه خداپایدارواستواربوده وشماگواه عدالت وراستی ودرستی باشیدوالبته شمارانبایدعداوت گروهی برآن بداردکه ازطریق عدل بیرون رویدعدالت کنیدکه عدل به تقوی نزدیکترازهرعمل است(زیراعدالت پایه واساس هرنیکی وپرهیزگاری است)وازخدابترسیدکه خداالبته به هرچه می کنیدآگاه است(8-مائده)
ای اهل ایمان یادآریدنعمت خدارابرخودآنگاه که همت گماشتندگروهی که برشمادست یابندوخدادست ستم آنان راازشماکوتاه نمودپس ازخدابترسید(نه ازخلق)وبایداهل ایمان (نظربه خلق نداشته و)تنهابرخداتوکل کنند(11-مائده)
اگرتوبه کشتن من دست برآوردی من هرگزبه کشتن تودست دراز نخواهم کردکه من ازخدای جهانیان می ترسم (28-مائده)
آیانبایستی (آنهاازاین شرک وکفرخود)بسوی خدابازگشته وتوبه کنندوازاوطلب آمرزش  نمایند(تااوازگناهشان درگذرد)که خدابرخلق بخشنده ومهرنان است(74-مائده)

گزیده ای از جزء هفتم

وچون آیاتی که به رسول فرستاده شده استماع کننداشک ازدیده آنان جاری می شودزیراحقانیت آن راشناخته   گویند بارالها ما(به رسول تومحمدوکتاب آسمانی اوقرآن)ایمان آوردیم نام مارادرزمره گواهان صدق اوبنویس (وازمحبانش محسوب دار)(83-مائده)

ای اهل ایمان هرگزازچیزهایی مپرسیدکه اگرفاش گرددشمارازشت وبدمی آیدوغمناک می شوید واگرپرسش آن رابه هنگام نزول آیات قرآن واگذاریدقرآن برای شماهرچه مصلحت است بیان می سازدوخداازعقاب سؤالات بیجای شمادرگذشت که خدابخشنده وبردباراست(101-مائده)
ای اهل ایمان شماایمان خودرامحکم نگاه داریدکه اگرهمه عالم گمراه شوندوشمابه راه هدایت باشید زیانی ازکفرآنهابه شمانخواهدرسیدبازگشت همه خلق بسوی خدااست وهمه شمارا(درقیامت)به نتیجه آنچه کرده ایدآگاه می سازد(یعنی بپاداش اعمالتان می رساند)(105-مائده)
روزی که خداهمه پیغمبران راجمع گرداندوآنگاه آنان راگویدچگونه امت ازدعوت شمااجابت کردند(ایمان آوردندیاعصیان کردند)پیغمبران گویند(خدایا)مانمی دانیم تویی که به باطل همه موجودات که کاملاًدانائی(109-مائده)
سوره انعام
که هرکس درآنروزازعذاب برهدهمانابه رحمت خداتاابدنائل گرددواین فیروزی وسعادتی آشکاراست(16-انعام)
واگرازخدابه توضرری رسدهیچ کس جزخدانتواندتوراازآن ضرربرهاندواگرازاوبه توخیری رسد(هیچ کس توراازآن منع نتواندکرد)که اوبرهرچیزتوانااست(17-انعام)
دنیاجزبازیچه کودکان وهوسرانی بی خردان هیچ نیست وهماناسرای دنیابسیارنیکوتراست آیاتعقل واندیشه(دراین گفتار)نمی کنند(32-انعام)
چقدرپیغمبران پیش ازتوراهم تکذیب کردندکه آنهاباهمه اذیتهای منکران صبروتحمل کردندتاآنگاه که عنایت ویاری ماشامل حال آنهاشد(دل قوی دارکه)هیچ کس کلمات خداراتغییرنتوانددادواخبارپیغمبران پیش (که امت باآنهاچه ستمهاکردند)به تورسید(34-انعام)
بگو خدااست که شماراازآن سختیهانجات می دهدوازاندوه میرهاندبازهم به اوشرک می آورید(64-انعام)
ای رسول ماچون گروهی رادیدی که برای خرده گیری وطعن زذن درآیات ماگفتگومی کنندازآنان دوری گزین تادرسخنی دیگرواردشوندوچنانچه شیطان البته فراموشت ساختبعدازآنکه متذکرکلام خداشدی دیگرباگروه ستمگران مجالست مکن(68-انعام)
ای رسول آنان راکه دین خود رابازیچه وهوسرانی گرفتندوزندگانی دنیاآنهارافریب دادبه حال خودواگذارهمین قدربه آنها تذکرده که هرکس به عمل خودعاقبت گرفتارمی شودوهیچ کس راجزخدا(دردوعالم)دادرس وشفیعی نیست وهرچه برای آسایش خودازعذاب (قیامت)فدادهدازاونپذیرند(اگربازپندنگرفتندغم مدارکه)آنهاهمان کسانی هستندکه عاقبت به هلاکت میرسندوبه کیفرکفرشان به شرابی ازحمیم جهنم وعذابی دردناک گرفتار می شوند(70-انعام )

گزیده ای از جزء هشتم

هرگناه وهرعمل زشت رادرظاهر وباطن ترک کنیدکه محققاًهرکس کسب گناه کندبزودی به کیفروعقاب آن خواهدرسید(120-انعام)

واین قرآن مبارک کتابی است که مابابرکت وعلم وحکمت وخیربسیار فرستادیم ازآن پیروی کنید وپرهیزگارشویدباشدکه مشمول مرحمت ولطف ایزدگردید (155-انعام)
هرکس کارنیکوکنداوراده برابرآن پاداش خواهدبودوهرکس کارزشت کندجزبه قدرآن کارزشت مجازات نشود وبرآنان اصلاًستم نخواهد شد(160-انعام)
بگو(ای پیغمبر)همانانمازوطاعت وکلیه ی اعمال من وحیات وممات من همه برای خدااست که پروردگارجهانهااست(162-انعام)
اوخدایی است که شماراجانشین گذشتگان اهل زمین مقررداشت ورتبه بعضی راازبعضی بالاتر قراردادتاشمارادراین تفاوت رتبه هابیازمایدکه هماناخداسخت زودکیفروبسیاربخشنده ومهربان است(165-انعام)
سوره أعراف
ای اهل ایمان ازآنچه خدابسوی شمافرستادپیروی کنیدوپیرودستورهای غیراونباشیدوجزخدارابه دوستی مگیریدامااندک مردمی بدین پندمتذکرمی گردند(3-أعراف)
آنگاه ازپیش روی وازپشت سروازطرف راست وچپ آنان درمی آیم تابیشترآنان شکرنعمتت به جای نیاورند(17-أعراف)
گفتندخدایاما(درپیروی شیطان)برخویش ستم کردیم واگرتومارانبخشی وبه مارحمت ورأفت نفرمائی سخت اززیانکاران عالم شده ایم(23-أعراف)
ای فرزندان آدم مباداشیطان شمارافریب دهد چنان که پدومادرشماراازبهشت بیرون کردجامه عزت ازتن آنان برکند وقبایح آنان رادرنظرشانپدیدآوردهماناآن شیطان وخویشان وبستکانش شمارامی بیننددرصورتی که شماآنان رانمی بینیدمانوع شیاطین رادوستدارآنان که به خداایمان نمی آورندقرارداده ایم(27-أعراف)
واهل اعراف مردانی راکه به سیمایشان می شناسندآوازدهندوگویند(دیدیدکه)جمع مال جاه وآنچه برآن فخر وتکبرمی کردیدبه حال شمااصلاًسودمندنبود(48-أعراف)
خدای خودرابه تضرع وزاری وبه صدای آهسته (که به اخلاص نزدیک است) بخوانید(وبرخلق ستم مکنید)که خداهرگزستمکاران رادوست نمی دارد(55-أعراف)
هرگزدرروی زمین (پس ازآنکه کارآن به امرحق نظم وصلاح یافت)به فسادوتباه کاری بر نخیزند و خدا راهمازراه ترس وهم ازروی امیدبخوانیدکه البته رحمت اوبه نیکوکاران نزدیک است(56-أعراف)

گزیده ای از آیات جزء نهم

کینه وانتقام توازمابه جرم آن است که مابه آیاتخدا(ورسول اوچون برای هدایت ماآمد)ایمان آوردیم بارخدایابه ماصبروشکیبائی ده ومارابه آئین اسلام(یعنی باتسلیم ورضای به حکم خدا)بمیران(126-أعراف)

من آنان راکه درزمین به ناحق وازروی کبردعوی بزرگی کنندازآیات رحمتم روگردان ومعرض گردانم که هرآیتی ببینندبه آن ایمان نیاورندواگرراه رشت وهدایت یابند آن رانپیموده وبالعکس اگرراه جهل وگمراهی یابندپیش گیرند این ضلالت آنان بدین جهت بود که آیات خداراتکذیب کردندوازفهم آن غافل ومُعرض شدند(146-أعراف)
موسی (براوشفقت کردو)گفت پروردگاررامن وبرادرمرابیاورزودرظل رحمت خودداخل گردان که تومهربان ترین مهربانان عالمی(151-أعراف)
آنان که مرتکب عمل زشت شدندسپس توبه کردندوبه اخلاص ایمان آوردندخدای توبرآنانبعدازتوبه به یقین بخشنده ومهربان است(153-أعراف)
وموسی هفتادمردازقوم خودرابرای وعده گاه خداانتخاب کرد(به جرم درخواست دیدن خدابه چشم)آنان راصاعقه قهردرگرفت موسی درآن حال گفت پروردگارااگرمشیت نافذت تعلق گرفته بودکه همه آنان ومراهلاک کنی کاش پیش ترازوعده می کردی (که قوم نپندارندمن برهلاکت آنانی که انتخاب کردم
سیاست ومکری اندیشیدم )آیامارابه فعل سفیهان ما(که درخواست جاهلانه کردند)هلاک خواهی کرداین کارجزفتنه وامتحان تونیست که دراین امتحان هرکه راخواهی گمراه وهرکه راخواهی هدایت می کنی تویی مولای ماپس (به حکم ربوبیت )برماببخش وترحم کن که تویی بهترین آمرزندگان عالم(155-أعراف)
وسرنوشت ماراهم دراین دنیاوهم درعالم آخرت نیکویی وثواب مقدرفرماکه مابه سوی توهدایت یافته ایم خدافرمود(ای موسی بدان که)عذاب من به هرکه خواهم رسدولیکن رحمت من همه موجودات رافراگرفته والبته برای آنانکه راه تقواپیش گیرندوزکات میدهندوبه آیات خداوند می گروند آن رحمت را مخصوص بر آنان حتم ولازم خواهیم بود.(آیه 156 اعراف)
وچون به قوم موسی امر شد که این در این شهر (بیت المقدس)مسکن کنید واز هر چه خواستید از طعامهای این شهر تناول کنید و بر این در به تواضع و سجده در آیید و ئدر دعا بگوییدکه:پروردگارا گناهان مارا بریز تا از ظلم و خطاهای شما در گذریم که ما نیکوکاران را فزونتر احسان میکنیم.(161 اعراف)
وچنانچه بخواهد ازطرف شیطان(انس وجن)درتووسوسه وجنبشی پدیدآیدبه خداپناه برکه اوبه حقیقت شنواودانااست(200-أعراف)
چون اهل تقوی راازشیطان وسوسه وخیالی به دل فرارسدهمان دم خدارابه یادآرندوهمان لحضه بصیرت وبینائی پیداکنند(201-أعراف)
وچون قرآن قرائت شودهمه گوش بدان فرا دهید وسکوت کنید(تاحقایق ونصایح قرآن رافهم کنید)باشد که موردلطف ورحمت حق شوید(204-أعراف)
خدای خودراتضرع وپنهانی وبی آنکه آوازبرکشی دردل خوددرصبح وشام یادکن وازغافلان مباش(یک دم ازیاد خداغافل مشو)(205-أعراف)
سوره انفال
مومنان حقیقی آنان هستند که چون ذکری ازخدا شود(ازعظمت وجلال خدا)دلهاشان ترسان ولرزان شود،وچون آیات خدارابرآنان تلاوت کنند برایمانشان بیفزاید، وبه خدای خوددرهرکارتوکل می کنند.(2-انفال)
ونمازرا(باحضورقلب)بپا می دارندوازهرچه روزی آنان کردیم(علم وجاه ومال)انفاق می کنند.(3-انفال)
ای اهل ایمان!هرگاه با تهاجم وتعرض کافران در میدان کارزار روبرو شوید،مبادا ازبیم آنان پشت کرده  واز جنگ بگریزید.(15-انفال)
اگرخدا(بهعلم ازلی )درآنان خیروصلاحی می دید،آنان راشنوا به کلام حق می کرد(اکنون که هیچ خیر وتمایل به دین درآنان نمی بیند)اگرهم به حق شنواکند باز ازآن روی برگردانند واعراض کنند.(23-انفال)

گزیده ای از جزء دهم

ای رسول !مومنان رابرجنگ ترغیب کن که اگر بیست نفرازشما صبوروپایدارباشید بردویست نفر از دشمنان غالب خواهی شد،واگرصدنفر بوده برهزارنفرازکافران،غلبه خواهید کردزیرا آنان گروهی بی دانشند.(65-انفال)

سوره توبه
خدا اهل ایمان راازمرد وزن وعده فرموده که دربهشت خلد ابدی که زیر درختانش نهر ها جاریست درآورد و درعمارات نیکوی بهشت عدن منزل دهد ومقام رضا وخشنودی خدا را به آنان کرامت فرماید وآن به حقیقت فیروزه ی بزرگ است.(72-توبه)

گزیده ای از آیات جزء یازدهم

ای اهل ایمان خدا ترس باشید و)ازمردم دروغگوی منافق دوری کنید و)بامردان راستگوی با ایمان بپیوندید(119-توبه)

همانا رسولی از جنس شما (نوع بشر یا قوم عرب برای هدایت خلق آمد)(که ازفرط محبت و نوع پروری)فقر و پریشانی و جهل وفلاکت شما بر او سخت میآید و بر آسایش ونجات شما بسیار حریص و به مؤمنان رؤوف  ومهربان است(128-توبه)
سوره یونس
ودرآن بهشت زبان شوق به تقدیس خدا گشایند که :بارالها!تو از هرنقص آلایش منزهی ، و ثنای آنان دربهشت سلامت ابدی می بخشد ،وآخرین سخنشان حمد پروردگار عالمیان است(10-یونس)
واگر خدا عقوبت عمل زشت مردم ودعای شری که درحق خود می کنند به مانند خیرات تعجیل می نمود ،مردم همه محکوم به مرگ می شدند ولیکن ماآنان را که به لقای ما امیدوارنیستند به همان حال کفر وطغیان (برای آزمایش )مهلت می دهیم .(11-یونس)
وهرگاه آدمی به رنج وزیانی درافتد همان لحظه به هر حالت باشد ازنشسته و خفته و ایستاده فورا مارا به دعا می خواند ،آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود باز به حالت غفلت وغرور چنان باز می گردد که گویی هیچ مارا برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده ،همین کفران و غفلت است که اعمال زشت تبهکاران را درنظرشان زیبا نموده است .(12-یونس)
ما هرگاه بر مردمی بعد ازآنکه آنان را رنج و زیانی رسید رحمتی فرستیم (وبعد ازآنکه به جهل وبدبختی افتادند بواسطه ی انبیا ومعلمین الهی نجاتشان دادیم )آیا در این صورت باید برای محو آیات و رسولان حق ، مکرر وسیاست به کار برند ؟(ای رسول ما)بگو:مکروسیاست الهی کتامل تر وسریع تر است که رسولان ما مکر های شمارا خواهند نوشت.(21-یونس)
ای مردم عالم!نامه ای که همه پند واندرز و شفای دلهای شما و هدایت ورحمت برمومنان است از جانب خدا برای سعادت و نجات شما آمد.(57-یونس)
ای رسول !به خلق بگو که :شما باید منحصرا به فضل ورحمت خدا شادمان شوید (وبه نزول قرآن مسرور باشید )که آن بهتر ومفید ترازثروتی است که بر خود اندوخته می کنید .(58-یونس)
آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی وهیچ حسرت اندوهی در دل آنان نیست.(62-یونس)
(ای رسول ما!)غم مخور وسخن منکران ، خاطرات را غمگین نسازد،هر عزت واقتداری مخصوص خداست و اوشنوا ودانا است.(65-یونس)
و موسی به پروردگار خود عرض کرد :بارالها!تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیا ملک واموال وزیور های بسیار بخشیدی که بدینوسیله بندگان رااز راه تو گمراه کنند ،بار خدایا!اموال آنان را نابود گردان و دلهایشان را سخت بربند،که اینان هرگز ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.(88-یونس)
واگر برنو ضروری خواهد ، هیچ کس دفع آن ضررنتواند واگر خیر ورحمتی خواهد ،باز احدی منع آن نتواند ، که فضل ورحمت حق به هرکس ازبندگان بخواهد البته می رسد واوست خدای آمرزنده مهربان.(107-یونس)
و(ای رسول ما!)تو خود از وحی خدای که بر تو می رسد پیروی کن و راه صبر پیش گیر تاوقتی که خدا(میان تو ومخالفانت )حکم کند که او بهترین حکم فر مایان عالم  است .(109-یونس )

گزیده ای از آیات جزء دوازدهم

سوره هود

واگر آدمی را به نعمتپس از محنتی رسانیم مغرور وغافل شود که دیگر روزگار زحمت ورنج من سرآمده سرگرم شادمانی ومفاخرت گردد.(10-هود)
مگر آنا که دارای ملکه ی صبر وعمل صالحند (که هنگام نعمت ،شکر خدا،وگاه مصیبت صبر می کنند)برآنان آمرزش ذحق واجر بزرگ نعمت بهشت ابدی است.(11-هود)
همین مردم(دنیا طلب)هستند که نفوس خود را سخت درزیان افکندند و هردروغ بسته و هرتدبیری درراه دنیا کردند همه محو ونابود شود.(21-هود)
خدا به نوح خطاب کردکه :فرزند تو هرگز باتو الیت ندارد زیرا اورا عملی بسیار ناشایست است ،پس توازمن تقاضای امری که هیچ از حال آن آگاه نیستی مکن ،من تورا پند می دهم ،نصیحت بشنو وازمردم جاهل مباش .(46-هود)
نوح عرض کرد:بارالها! من پناه می برم به تو که دیگر چیزی که نمی دانم تقاضا نمی کنم و اکنون اگر گناه مرا نبخشی و ترحم نفر مایی من از زیانکارانم .(47-هود)
پس (ای رسول ما!) تو چنان که ماموری استقامت و پایداری کن و کسی که با همراهی تو به خدا رجوع کرد وهیچ ازحدود تجاوز نکنید که خدا بر هر چه شما می کنید بصیر وداناست.(112-هود)
(ای رسول ما!)تو(برآزار و جهالت امت )صبر کن که خدا هرگز اجر نیکو کاران را ضایع نگذارد.(115-هود)
سوره یوسف
(یوسف گفت :)من این کشف حال (نه برای خود نمایی بلکه )برای آن خواستم تا عزیز مصر بداند که من هرگز درنهانی به او خیانت نکردم و بداند که خدا هرگز خیانتکاران را  به مکر وخدعه به مقصود نمی رساند.(52-یوسف)

گزیده ای از آیات جزء سیزدهم

ای فرزندان! بروید (به ملک مصر )واز حال یوسف وبرادرشتحقیق کرده و جویا شوید واز رحمت بی منتهای خدا نومی مباشید که هرگز جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست.(87-یوسف)

(آنگاه یوسف عرض کرد )بارالها !تو مرا سلطنت و عزت بخشیدی و علم رویا وتعبیر خواب ها آموختی ،تویی آفریننده زمین وآسمان ،تویی ولی نعمت محبوب من دردنیا وآخرت ،مرا به تسلیم ورضای خود بمیران وباصالحانم محشورفرما.(101-یوسف)
سوره رعد
تنها عاقلانند که هم به عهد خدا وفا می کنند و هم پیمان حق را نمی شکنند(20-رعد)
و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش می گیرند ونماز به پا می دارند واز آنچه نصیبشان کردیم (به فقرا)پنهان وآشکارا انفاق می کنند ودر عوض بدیهای مردم نیکی میکنند اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیکو یافتند(22-رعد)
کافران مکه می گویند چرا آیت وحجت قاطعی از خدابر(اثبات نبوت)او نازل نشد(ای رسول ما)توبه آنان بگو که (حجت قاطعی مانند قرآن ومعجزات دیگرآمداکنون)خداهرکه راخواهدگمراه وهرکه رابه درگاه او تضرع واِنابه کند هدایت می کند(27-رعد)
(چه اشخاصی به درگاه خدا اِنابه وتضرع می کنند)آنان که به خدا ایمان آورده ودلهاشان به یاد خدا آرام می گیرد (مردم)آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دلها است(28-رعد)
 واگرکتابی با اعجاز بیان کوهها رابه رفتار ومردگان را به گفتار آرد وزمین رااز هم بشکافد همین قرآنبا عظمت است(که باوجود آن بازایمان نمی آورند)آری فرمان در همه عالم با خداست(هر چه خواهدبه مشیت ازلی می کند)آیامؤمنان هنوز ندانسته اندکه خدااگر بخواهد همه مردم را(به الزام وجبر)هدایت می کند(این مصلحت است زیرا)کافران باید پیوسته از کردار زشتشان به کیفر وسرکوبی رسند یا مصیبتی بر دیار آنان زود فرودآیدتاآنگاه که درمحشر هم وعده خدا (بر هلاک آنان)فرا رسد که خدا خلاف وعده نخواهد کرد(31-رعد)
سوره ابراهیم
وباز به خاطر آرید وقتی که فرمود که : شما بندگان اگرشکر نعمت را به جا ارید،بر نعمت شما می افزاییم واگر کفران کنید ،به عذاب شدید گرفتار می کنیم (7-ابراهیم)
پروردگارا ! من و ذریه مرا نماز گزار گردان ،بارالها ،دعا مرا اجابت فرما(40-ابراهیم)
بارالها،روزی که میزان عدل وحساب بپا می شود تو درآن روز سخت برمن و والدین من وهمه مومنان (از کرم خود)ببخشا.(41-ابراهیم)
آیاتی از جزءچهاردهم
سوره حجر
(ای محمد )به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی وحیرت وغفلت وگمراهی خواهند بود(72 -حجر)
تو از این ناقابل متاع دنیوی که به طایفه ای از مردم کافر ،برای امتحان دادیم البته چشم بپوش و براینان اندوه مخور واهل ایمان زیر پروبال خود گیرو با کمال حسن خلق بپروران (88-حجر)
سوره نحل
وچون به اهل تقوا گفته شود که :خدا چه آیاتی فرستاد ؟گویند:نیکو آیاتی فرستاد (بهترین راه هدایت و سعادت و خیر دنیا و آخرت را درآیات قرآن ،پروردگار ما فرستاد،و برخلاف منکران که گفتند :قرآن همان افسانه های پیشین است )آنان نیکو کاران اند ،درحیات دنیا نیکی وخوشی بینند وهم درآخرت آن ها را بهترین منزل است وابته بسیار خانه اهل تقوامجلل ونیکو خواهد بود (31-نحل)
(ای رسول ما!)چون خواهی تلاوت قآن کنی ،اول از شر ووسوسه شیطان مردود به خدا پناه بر(98-نحل)
آیاتی از جزء پانزدهم
سوره اسراء
ای فرزندان کسانی که کشتی نوحشان بردیم (واز هلاک نجاتشان دادیم !)چنان که نوح بسیار بنده شکر گزاری بود شماهم  مانند اوشاکر باشید(3 -اسراء)
(شما بنی اسرائیل وهمه اهل عالم )اگر نیکی واحسان کردید،به خود کردید واگر بدی وستم کردید باز به خود کرده اید ؛وآنگاه که ؛وآنگاه که وقت انتقام ظلم شما(که کشتن یحیی وزکریا است یا عزم قتل عیسی )فرا رسد (باز بندگانی قوی وجنگاور را بر شما مسلط می کنیم )تا اثر بیچارگی وخوف واندوه بر رخسار شما ظاهر شود و به مسجد بیت المقدس مانند بار اول درآیند و ویران کنند وبه هرچه رسند نابود سازند وبه هر کس تسلط یابندند به سختی هلاک گردانند(7-اسراء)
وما به هر دوفرقه به لطف خود مدد خواهیم داد که غاز لطف وعطای پروردگار تو هیچ کس محروم نخواهد بود(20-اسراء)
وخدای تو حکم فرمود که جز او هیچ کس را نپرستید ودرباره پدر ومادر نیکویی کنید وچنان که هردو یا یکی ازآنها پیر یا سالخورده شوندزنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگویید وکمترین آزار به آنان مرسانید وباایشان به اکرام و احترام سخن گویید(23-اسراء)
و همیشه پر وبال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی ،نزدشان بگستران و بگو:پروردگارا!چنان که پدر ومادر
،مراازکودکی به مهربانی بپرورند،تو درحق آنان رحمت ومهربانی فرما(24-اسراء)
خدابه آنچه دردل های شماست از خود شما دانا تر است ،اگر همانا دردل اندیشه صلاح دارید هر که را با نیت پاک به درگاه او تضرع وتوبه کند البته خواهد بخشید (25-اسراء)
وچنانچه از ارحام و فقیرا ن چون فعلا نادار هستی ولی درآتیه به لطف خداامیدواری،اکنون اعراض کرده وتوجه به حقوقشان نتوانی کرد ،باز به گفتار خوش آنات را خود دلشاد دار (28-اسراء)
نه هرگز دست خود محکم بسته دار ونه بسیار باز وگشاده دار که هر کدام کنی ، به نکوهش وحسرت خواهی نشست(29-اسراء)
وای انسان هرگز هرآنچه علم واطمینان نداری دنبال مکن که چشم وگش ودلها همه مسولند(36-اسراء)
وهرگز در زمین به کبر وناز مرو و غرور ونخوت مفروش که به نیرو،زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید(37-اسراء)
واگر ما تورا ثابت قدم نمی گردانیدیم نزدیک بود به آن مشرکان اندک  تمایل و اعتمادی پیدا کنی (74-اسراء)
(وای رسول ما!)دایم دعاکن که باالها!مرابه قدم صدق داخل و قدم خارج گردان وبه من از جانب خود ،بصیرت حجت روشنی که دایم یار ومدد کار باشد،عطا فرما(80-اسراء)
وما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است ولیکن کافران رابه جز زیان وشقاوت چیزی نخواهد افزود (82-اسراء)
وما هر گاه به انسان نعمتی عطا کردیم ازآن رو بگردانید ودوری جست وهرگاه شروبلایی به او روی آورد به کلی از خدای مهربان مایوس شد(83-اسراء)
سوره کهف
آنگاه که جوانان کهف (از بیم دشمن)درغار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند:بارالها!تو درحق ما به لطف خاص خود رحمتی عطافرما وبرما وسیله رشد وهدایتی کامل مهیا ساز (10-کهف)

آیاتی از جزء شانزدهم
سوره مریم
سلام(حق)براوباد درروز ولادتش وروز وفاتش ورزوی که برای زندگانی ابدی برانگیخته خواهد شد (چون بندگان دراین سه روز بیشتر به لطف خدا محتاجند)(15-مریم)
  سوره طه
موسی به خدا عرضه داشت :پروردگارا!پس شرح صدرم عطا فرما (که از جفاوآزار مردم ،دلتنگ نشوم).(25-طه)
وکار مرا آسان گردان .(26-طه)
وعقده رااز زبانم باز گردان.(27-طه)
تامردم سخنم رانیکوفهم کرده(وخوش بپذیرند).(28-طه)
پس بلند مرتبه وبزرگوار استخدا یی که به حق و راستی پادشاه ملک وجوداست وتو (ای رسول )پیش از آنکه وحی قرآنتمام وکامل به تو برسد ،تعجیل در (تلاوت وتعلیم )آن مکن ودائم بگو :پروردگارا !برعلم من بیفزا .(114-طه)
وهرکس از یادمن اعراض کند همانا (دردنیا)معیشتش تنگ شود وروز قیامت اورانابینا محشور کننیم.(124-طه)
(ای رسول ما)ماهرگز به متاع ناچیزی که به قومی (کافروجاهل)درجلوه حیاتدنیافانی برای امتحان دادیم ،چشم(آرزو)مگشاورزق خدایتوبهترپلاینده تراست0(131-طه)
وتو اهل بیتت را به نماز واطاعت از خدا امرکن و وخودنیز برنماز وذکر حق صبور باش ،مااز توروزی کسی را نمی طلبیم بلکه ما به تو ودیگران روزی می دهیم وبدان که عاقبت نیکو مخصوص اهل تقواست.(132-طه)
آیاتی از جزء هفدهم
سوره انبیاء
ویادکن ای رسول حال ایوب راوقتی که دعا کردکه :پروردگارا مرا بیماری و رنج سخت رسیده وتو(بربندگانت)ازهمه مهربانان عالم بهتری.(83-انبیاء)
سوره حج
ی مردمان !خداترس وپرهیزگار باشید که زلزله روز قیامت (برخلایق)بسیار حادثه بزرگ وواقعه سختی خواهد بود(1-حج)
خدامومنان راازهر مکر وشر دشمن نگاه می دارد که خدا هرگز خیانتکار کافر ناسپاس را دوست نمی دارد(38-حج)
(آنان که خدا را یاری می کنند)آنانی هستند که اگر درروی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم تماز بپا می دارند وزکات به مستحقان می دهند وامر به معرروف ونهی ازمنکر می کنندو(ازهیچ کس جز خدا نمی ترسند)عاقبت کارها بدست خداست .(41-حج)
آیاتی از جزء هیجدهم
سوره مومنون
وآنان که از لغو سخن باطل ،اعراض واحتراز می کنند (3-مومنون)
وآنان که به امانت ها وعهد وپیمان خود کاملا وفامی کنند.(8-مومنون)
نوح عرض کرد:خدایا!مرا براینان که تکذیب من کردند ،یاری فرا(26-مومنون)
پس چون تو(ای نوح)باهمراهانت درکشتی نشستی بگو :ستایش خدایی راکه ماراازظلم ستمکاران عالم نجات داد(28-مومنون)
چنین بندگانی (که دارای این اوصافند)تعجیل درسعادت وخیرات خود می کنند
واینان هستند که به کارهای نیکو سبقت می جویند (61-مومنون)
ماهیچ نفسی را بیش از وسع وتوانایی ،تکلیف نمی کنیم ،ونزدما کتابی است است که آن کتاب سخن به حق گوید وبه هیچ کس هرگز ستم نخواهدشد .(62-مومنون)
واگر ما به آنان مهربانی کرده وهرگونه الم ورنج وعذابی دارند برطرف سازیم ،آنا سخت تر درطغیان وسرکشی وضلالت خود فرو می برند (75--مومنون)
باز(ای رسول !)بگو:آنکیست که ملک وملوک همه عالم بدست اوست و به همه پناه دهد وحمایت کند واز او کسی حمایت نتواند کرد؟اگر می دانید کیست ،باز گویید(88-مومنون)
وبارالها!مرادر میان قوم ستمکار وامگذار.(94-مومنون)
(ای رسول ما!)توآزاروبدیهای امت را به آنچه نیکو تراست دفع کن  (وبدی آنان را به نیکویی خود ببخش )ما جزای گفتارآنان را بهتر می دانیم.(96-مومنون)
و تو ای رسول بگو :بارالها!بیامرز وببخشای که تو بهترین بخشندگان عالم وجودی(118-مومنون)
سوره نور
وآنان که به زنان باعفت مومنه نسبت زنا دهند ،آنگاه چهار شاهد(عادل)بر دعوی خود نیاورند ،آنان رابه هشتاد تازیانه  کیفر دهید ودیگرهرگز شهادت آنان را نپذیرید که مردمی فاسق و نادرستند.(4-نور)
آنان که (چون عبدالله بن ابی سلول ومنافقان دیگر)دوست می دارند که درمیان اهل ایمان کار منکری رااشاعه و شهرت دهند ،آنان رادر دنیا وآخرت عذاب دردناک خواهد بود وخدا(فتنه گری ودروغشان را )می داند وشما نمی دانید.(19-نور)
ونباید صاحبان ثروت ونعمت درباره ی خویشاوندان خود ودرحق مسکینان ومهاجران راه خدا از بخشش وانفاق کوتاهی کنند (وبه موجب رنجشی ،ترک احسان کنند ،چون ابوبکر که به مسطح پسرخاله خود برای پپانکه از اصحاب افک به عایشه شد منع انفاق نمود)باید مومنان همیشه بلند همت بوده و باخلق عفو وصفح پیشه کنند واز بدیها درگزرند،آیا دوست نمی دارید که خدا هم درحق شما مغفرت احسان نماید ؟که خدابسیار آمرزنده ومهربان است (22-نور)
کسانی که زنان با ایمان عفیفه (مبراو)بی خبر ازکار بد ،تهمت بندندمحققا دردنیا وآخرت ملعون (ومحروم ازرحمت حق )شدند وهم آنان به عذاب سخت معذب خواهند شد.(23-نور)
بترسند ازروزی که زبان و دست وپای ایشان براعمال آنان گواهی دهد .(24-نور)
ای اهل ایمان!هرگز به هیچ خانه ،تا باصاحبش انس واجازه ندارید،وارد نشوید ،مگر خانه های خودتان ،وچن رخصت یافته داخل شوید وبه اهل آن خانه نخست سلام کنید که این شما را بسی بهتر است تاباشد که متذکر شوید.(27-نور)
باکی بر شما نیست که به خانه غیر مسکونی که درآن متاعی دارید ،بی اجازه درآییدوبدانید که خدا به همه کار آشکاروپنهان شما آگاه است.(29-نور)
پاک مردانی که هیچ کسب وتجارت ،آنا راازیاد خداغافل نگرداند ونماز بپاداشته وزکاتت فقیران می دهند ،واز روزی که دل ودیده ها درآن روز ،حیران ومضطرب است ،ترسان وهراسانند (37-نور)
سوره  فرقان
آنان بازبان عجز گویند:پاک پروردگارا ،ماخود هرگز جز توکسی راسزاوار آنکه معبود ومحبوب خود اختیارکنیم ندانستیم (تاچه رسد دعوی خدایی کنیم )ولیکن تواین کافران وپدرانشان را متمتع به دنیا ونعمت های آن گردانیدی تاآن که قرآن عظیم تو فراموش کردن ومردمی شقی وتبه روزگار بودند.(18-فرقان)

آیاتی از جزء نوزدهم
(ای رسول ما،غمگین نباش که ای کافران )هرگاه توراببینند کاری ندارند جز آنکه توراتمسخر کرده وگویند :آیا این مرد همان است که خداکه رسالت بر خلق فرستاده ؟(41-فرقان)
واوست خدایی که شب وروز را جانسین یکدیگر قرار داد ،بارای آن کس که خواهد به شب یاروز متذکر خداشودیاشکر اوبه جای آرد.(62-فرقان)
وبندگان خواص آنان  خدای رحمان آنان هستند که برروی زمین راه به تواضع و فروتنی روند وهرگاه مردم جاهل بهآنان خطاب کنند،باسلامت نفس جواب دهند(63-فرقان)
 وآنان هستند که شب را به سجده وقیام نمازبرای رضای خدا ،روزکنند.(64-فرقان)
وآنان هستند که (دائم به دعا وتضرع)گویند:پروردگارا!عذاب جهنم رااز ما بگردان که سخت عذاب مهلک ودائمی است .(65-فرقان)
وآنان هستند که هنگام انفاق به مسکینان ،اسراف نکرده وبخل هم نورزند بلکه دراحسان میانه رو و معتدل باشند .(67-فرقان)
وآنان هستند که با خدای یکتا کسی راشریک نمی خوانند ،ونفس محترمی راکه خدا حرام کرده به قتل نمی رساند وهرگز گرد عمل زنا نمی گردد که هر که این عمل کند کیفر گناهش را خواهد یافت .(68-فرقان)
وآنان هستند که (هنگام دعا)با خدای خود گویند :پروردگارا1ماراازجفتملن فرزندانی مرحمت فرما که(خلف صالح و)مایه ی چشم روشنی ما باشند ومارا پیشوای اهل تقوی قرار ده(74-فرقان )
(ای رسول ما !)به امت بگوکه :اگر دعای شما وناله وزاری وتوبه شما نبود ،خدا به شما چه توجه واعتنایی داشت ؟که شماکافران ،آیات حق راتکذیب کردیدوبه کیفرآن گرفتارخواهید شد.(77-فرقان)
سوره شعراء
(ای رسول ما!)تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت رااز غم اینکه ایمان نمی آورند ،هلاک سازی .(3-شعراء)
(آنگاه ابراهیم روبه درگاه خدا کرده وعرض کرده :)بارالها!مرا(براین مشرکان )فرمانروایی ده وبه (رسل و)بندگان صالح خود ملحق ساز.(83-شعراء)
ونامم بر زبان اقوام آتیه نیکو وسخنم رادل پذیر گردان.(84-شعراء)
ومرااز وارثان بهشت پرنعمت قرار ده(85-شعراء)
واز پدرم(عمویم)به لطف خود درگذرکه وی سخت از گمراهان است(86-شعراء)
ومرا رسوا مگردان روزی که خلق راازقبرها برانگیزی(87-شعراء)
نوح گفت :مرا چکار که افعال واحوال پیروانم را بدانم.(112-شعراء)
اگر شعور ومعرفتی دارید بدانید که حساب کار آنان برکسی جز خدانخواهد بود(113-شعراء)
ومرا نرسد که مومنان به حق را از خود برانم (114-شعراء)
بارالها!بین من وقوم ،حکم فرما وبه ماگشایشی عطا کن ومن و مومنانی که بامن همراهند از شر قوم نجات ده.(118-شعراء)
سوره نمل
سلیمان از گفتار مور بخندیدوگفت :پروردگارا!مراتوفیق شکر نعمت خود که به من وپدر من عطا فر مودی ،عنایت فرما،ومرا به عمل صالح خالصی که تو بپسندی موفق بدار ومرا به لطف ورحمت درصف بندگان خاص شایسته ات داخل گردان.(19-نمل)
(بلقیس )گفت :پادشاهان چون به دیاری حمله آرند آن کشور را ویران سازند وعزیزترین اشخاص مملکت را ذلیل ترین افراد گیرند ،ورسم وسیاستشان براین کار خواهد بود(34-نمل)

آیاتی از جزء بیستم
آیا آن کیست که دعای بیچارگان مضطررا به اجابت می رساند  ورنج وغم آنان را برطرف می سازند وشما(مسلمین)را جانشینان اهل زمین قرار می دهد؟آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست ؟(هرگز نیست لیکن)اندکی مردم متذکر این حقیقت اند.(62-نمل)
هیچ امری درآسمان و زمین پنهان نیست جز آنکه درکتاب(علم الهی)آشکاراست(75-نمل)
سوره قصص
موسی باز گفت:ای خدا!به شکرانه این نعمت (نیرو)که مرا عطا کردی ،من هم بد کاری را هرگز یاری نخواهم کرد.(17-قصص) 
(موسی)از شهر(مصر)با حال ترس و نگرانی از دشمن (به جانب شهر مدین)بیرون رفت و گفت :بارالها!مرااز شر این قوم ستمکار نجات ده.(21-قصص)
موسی گوسفندانشان را سیراب کرد وروبه سایه درختی آورد وگفت:بارالها!من به خیری که تو نازل فرمایی ،محتاجم .(24-قصص)
(این پندالهی بشنو)و به هر چیزی که خدا به تو عطا کرده (از قوای ظاهره و باطنه و مال وسایر نعمت های دنیا )بکوش تا ثواب و سعادت دار آخرت تحصیل کنی  ولیکن بهره ات را هم از (لذات ونعم حلال)
دنیا فراموش نکن و تاتوانی (به خلق)نیکی کن چنانکه خدا به تونیکویی و احسان کرده و هرگز در روی زمین ،فتنه و فساد برمینگیز که خدا مفسدان را دوست نمی دارد(77-قصص)
ما این دار (بهشت ابدی )آخرت را برای آنان که در زمین اراده علو وفساد وسرکشی ندارد مخصوص می گردانیم ،و حسن عاقبت ،خاص پرهیزگاران است.(83-قصص)
سوه عنکبوت
الم(1-عنکبوت)
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند:ما ایمان به خدا ایمان آورده ایم ،رهاشان کنند وبر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند؟(هرگز چنین نیست)(2-عنکبوت)
واممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغگویان را از راستگویان کاملا معلوم کند(3-عنکبوت)
 وآنان که به آیات خدا وشهودلقای اوکافر شدند آنان ازرحمت (ونعمت بهشت )من ناامیدند وسخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد(23-عنکبوت)
وما این همه مثلها می زنیم تا (حقایق )برای مردم روشن شود ولیکن به جز مردم دانشمند کسی تعقل درآن نخواهد کرد(43-عنکبوت)
آیاتی از جزءبیست و یکم
ای بندگان با ایمان من !زمین من بسیار وسیع است ،دراین صورت (اگر ازجور کفار درسرزمینی به تنگ آمده وبه کفر مجبور شوید از آنجا به دیار دیگر هجرت کنید و)هر کجا که باشید مرا به اخلاص پرستش کنید (56-عنکبوت)
آنان که (در راه دین خدا )صبروشکیبایی پیشه و برپروردگار توکل نمودند(59-عنکبوت)
و(درکار رزق به خدا توکل کنید و نه برسعی خود که)چه بسیار حیوانات که خود بار روزی خود نکشند وخدا(بدون هیچ کوشش)به آنان وهم به شما روزی می رساند که او شنوا (ی دعای محتاجان )ودانا(به احوال بندگان )است.(60-عنکبوت)
سوره لقمان
وما به لقمان مقام علم و حکمت عطا کردیم (وفرمودیم )که بر این نعمت بزرگ خدارا شکر کن وهرکس شکرحق گوید،به نفع خود اوست(که خدا نعمتش بیفزاید)وهرکه ناسپاسی وکفران کند (باز به زیان خود اوست که )خدا ازشکر وسپاس خلق بی نیاز و(به ذات خود)ستوده صفات است.(12-لقمان)
(ای رسول ما !)یاد کن وقتی را که لقمان درمقام پند وموعظه به فرزندش گفت:ای پسر !(نخستین پند من به تو این است که )هرگز شرک به خدا نیاور که شرک، بسیار ظلم بزرگی است (13-لقمان)
وما به هرانسانی سفارش کردیم که در حق پدر ومادر خود نیکی کن خصوص مادر که چون بار حمل فرزند برداشته وتا مدت دوسال که طفل رااز شیرباز گرفت ،(ونخست)شکر من (که خالق ومنعمم)و(آنگاه شکر)پدرومادر بجای آور که بازگشت خلق به سوی من (وپاداش نیک وبدخلق با من)خواهد بود.(14-لقمان)
ای فرزند !نماز بپادار وامر به معروف ونهی از منکر کن ،وبر این کار از مردم نادان هرآزار بینی صبر پیش گیر که این (صبر وتحمل در راه تربیت وهدایت خلق) نشانه ای از عزم ثابت (مردم بلند همت )درامور عالم است (17-لقمان)
و هرگز به تکبر وناز از مردم (اهل نیاز )رخ متاب ودر زمین با غرور و تبختر قدم برمدار که خدا هرگز مردم متکبر خودستا را دوست نمی دارد .(18-لقمان)
سوره سجده
(شبها)پهلو از بستر خواب حرکت دهندو(دردل شب )با بیم و امید (وناله اشتیاق در نماز شب)خدای خود را بخوانند وازآنچه روزی آنان کردیم (به مسکینان)انفاق کنند.(16-سجده)
هیچ کس نمی داند(ودر محیط فکرش نمی گنجد )که پاداش نیکو کاریش چه نعمت و لذتهای بی نهایت که روشنی بخش (دل و)دیده است ،در عالم غیب بر او ذخیره شده (وچه نشاط و خوشیها در بهشت ابد بر او مهیا گردیده )است.(17-سجده)
آیاتی از جزءبیست و دوم
سوره احزاب
وبه اذان حق خلق را به سوی خدا دعوت کنی و(دراین شب ظلمانی جهان)چراغ فروزان عالم باشی.(46-احزاب)
مومنان را بشارت ده که خدا را بر آنان فضل ورحمت (عظیم وثواب )بزرگ خواهد بود (که از حد تصور آنان را بیرون است )(47-احزاب)
(ای رسول ما!)هرگز به فرمان کافران و منافقان مباش و از جور آزارشان درگذر و کار خود به خدا واگذار که خدا بر کفالت وکار سازی امور خلق ،کفایت است.(48-احزاب )
خدا وفرشتگانش بر روان پاک این پیغمبر(صلواتو) درود می فرستند ،شما هم ای اهل ایمان براو (صلوات و)درود بفرستید و(با تعظیم و اجلال )براو سلام گویید (و تسلیم فرمان شوید)(56-احزاب)
سوره سبأ
وما حظ وبهره داود را به فضل و کرم خود کاملا افزودیم وامر کردیم که:ای کوها وای مرغان !شما نیز با تسبیح و نغمه الهی داود هم آهنگ شوید ،وآهن سخت را چون موم به دست او نرم گردانیدیم .(10-سبأ)
(ای رسول ما!)بگو:خدای من هر که را بخواهد ،روزی وسیع و هر که را بخواهد ،تنگ روزی گرداند و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت )آگاه نیستند (گمان می کنند به سعی وکوشش آنها،روزی وسیع وبه ترک آن ،روزی تنگ شود).(36-سبأ)
 (باز ای رسول) بگو :خدای من حق را به وحی برمن القا می فرماید که او به اسرار عوالم غیب آگاه است.(48-سبأ)
سوره فاطر
وهیچ کس بار کناه دیگری را به دوش نگیردوآن که بارش سنگین است اگردیگری راهرچند خویش (وپدروفرزند هم)باشد کمک بر سبکباری خود طلبد ابدا باری ازدوشش برندارند.وتو(ای رسول )تنها آنان که در خلوت وپنهانی از خدای خود می ترسند ونماز بپا می دارند ،توانی خداترس وپرهیزگار گردانی (وبرایمانشان بیفزایی)وهرکس خود را (ازکفروگناه واخلاق زشت )پاک ومنزه ساخت سود وسعادتش برخوداوست ،وبازگشت همه به سوی خداست (18-فاطر)
وآنان که کافر شدند ،عذاب ایشان آتش دوزخ است که نه به پایان رسد تابمیرند ونه تخفیف یابد (تاآسوده )شوند اینگونه هر کافر لجوجی راکیفر می کنیم (36-فاطر)
واگر خدارا از کردارزشت خلق مواخذه کند ،درپشت زمین هیچ جنبنده ای باقی نگذارد ولیکن کیفر خلق را به تاخیر می افکند تا به وقت معین (که حکمتش اقتضاکند)وچون هنگام اجل مردمی فرا رسد  خدابه احوال بندگانش کاملا آگاه است (45-فاطر)
آیاتی از جزء بیست و سوم
سوره یس
وچون مومنان به آنان گفتند که :از آنچه خدا روزی شما قرار داده چیزی به فقیران انفاق کنید ،کافران به اهل ایمان جواب دادند: آیا ما به کسی که اگر خدا می خواست به اوهم مانند ما روزی می داد ،اطعام ودستگیری کنیم؟هرگز نمی کنیم شماکه به ما این نصیحت می کنید پیداست که سخت در غلط وگمراهی هستید (47-یس)
وبرای مردم درآن حیوانات منافع (بسیاری از پوست و پشم وکرک وغیره)وآشامیدنیهای فراوان (از شیروماست و روغن و...)قرار دادیم آیا شکر این نعمت هارا نباید به جای آورند؟(73-یس)
سوره صافات
قسم به تلاوت کنندگان (3-صافات)
آری تو تعجب کردی ،وآنان هم به تمسخر پرداختند(12-صافات)
وچون آیت ومعجزی مشاهده کنند بازهم به تمسخر پردازند(14-صافات)
وهمانا نوح مارا(بریاری خود)ندا کردوما اورا چه نیکو اجابت کردیم (75-صافات)
سوره ص(ای رسول ما اکنون )توبرسخنان آنان صبر کن واز بنده ما داود یاد کن کهبسیار نیرومند بود و داءم به درگاه ما توبه وانابه می کرد(17-ص)
عرض کرد:بارالها!ازخطای من درگذر و مرا ملک وسلطنتی عطا فرما  که پس از من احدی لایق آن نباشد که تو ای خدا تنها بخشنده بی عوضی.(35-ص)
و(ای رسول ما!)یاد کن از بنده ما ایوب هنگامی که به درگاه خدا عرض کرد :پروردگارا شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانید (تو نجاتم بخش )(41-ص)
شیطان گفت :به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد (82-ص)
مگر خاصان از بندگانت که (دل از غیر بریدند و)برای تو خالص شدند.(83-ص)
سوره زمر
(ای رسول ما!)بگو(به امت:)ای بنگانی که به خدا ایمان آورده اید !خداترس وپرهیزگار باشید که هر کس متقی و نیکو کار است دردنیا هم نصیبش نیکویی و خوشی است وزمین خدا بسیار پهناور است که خدا صابران را حد کمال و بدون حساب پاداش خواهد داد (10-زمر)
آن بندگانی که چون سخن بشنوند نیکوتر عمل کنند آنان هستند که خداآنان را هدایت فرموده وهم آنان به حقیقت خردمندان عالم اند(18-زمر)
آیاتی از جزء بیست و چهارم
 چون نزد مردم بی ایمانبه آخرت ،اهل ایمان خدا را به یکتایی یاد کنند از ذکر حق سخت ملول و دلتنگ می شوند وهرگاه ذکر غیر خدا کنند خرم ودلشاد می گردند(45-زمر)
(ای رسول ما!)دائم بگو پروردگارا ای خالق زمین و آسمان ها!ای دانای عالم پیدا وپنهان !تو خود میان بندگان درآنچه خاف ونزاع برانگیزند ،حکم فرما(46-زمر)
آری ،آدمی (ناسپاس)چون درد ورنجی به او رسدمارا به دعا می خواند وباز چون نعمت ودولت به اودادیم گوید:این نعمت دانسته نصیب من گردید ،(چنین نیست)بلکه آن امتحان وی است ولیکن اکثر مردم آگه نیستند.(49-زمر)
(ای رسول رحمت)بدان بندگانم که اسراف بر نفس خود کرده بودند بگو:هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید البته خدا همه گناهان را چون توبه کنید خواهد بخشید که اوخدایی بسیار آمرزنده ومهربان است.(53-زمر)
سوره غافر
ماکه خدای تواناییم البته رسولان خود واهل ایمان راهم در دنیاظفر ونصرت می دهیم وهم در روز قیامت که گواهان به شهادت برخیزند(51-غافر)
سوره فصلت
آنان که گفتند :محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر ایمان پایدار ماندند ،فرشتگان رحمت بر آنان نازل شود که دیگر هیچ ترسی وحزن واندوهی ازگذشته خود ندارید ،وشمارابه همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد (30-فصلت)
ومادردنیا وآخرت یاران و دوست داران شماییم وبرای شما دربهشت ابد هرچه مایل باشید یا آرزو و تقاضا کنید ،همه مهیا است.(31-فصلت)
(بدان که ) هرگز نیکی و بدی در جهان یکسان نیست (ای رسول)بدی خلق را به بهترین عمل پاداش ده تا همان کس که گویی با توبر سر دشمنی است ،دوست و خویش تو گردد(34-فصلت)
ولیکن به این مقام بلند (یعنی پاداش بدی ،نیکی کردن )کسی نمی رسد که جز آنان که دارای مقام صبر وثبات و صاحب حظ بزرگ شدند(35-فصلت)
آیاتی از جزء بیست و پنجم
سوره شوری
این(بهشت ابد)همتن است که خدا به بندگانی که ایمان آورده ونیکوکارشدند بشارت آن را داده است (ای رسول ما به امت بگو:)من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید وهرکه کار نیکو انجام دهد ما بر نیکو ییش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزنده و پذیرنده شکر بندگان است(23-شوری)
واگر خدا روزی بندگان رازیادوفراوان کند ،در روی زمین ظلم وطغیان بسیار کنند لیکن روزی خلق را به اندازه ای که بخواهد نازل می کند که خدا براحوال بندگانش بسیا آگاه و دنااست(27-شوری)
واوست خدایی که باران را پس از نومیدی خلق ،می فرستد،ورحمت خود را فراوان می کندواوست خدای محبوب الذات ستوده صفات(28-شوری)
 وانتقام بدی مردم به مانندآن بدی رواست وباز اگر کسی عفو کرده وبین خود اصلاح نمود اجراوبر خداستو خداهچ ستمکران را دوست نمی دارد(40-شوری)
سوره زخرف
و(بدان که )قرآن برای تو و مومنان قوت شرف ونام بلندی استوالبته شمارا باز می پرسند(که با قرآن از اطاعت وعصیان چه کردید(44-زخرف)
درآن روز دوستان همه بایکدیگر دشمنند به جز متقیان(67-زخرف)
سوره جاثیه
(ای رسول ما !)به آنان که ایمان آورده اند بگو:شمامومنان ازجور جهالتهای مردمی که (دراثر کفر وشک)به ایام الهی امید وار نیستند درگذرید که خدا عاقبت هر قومی را به پاداش اعمال خودمی رساند(14-جاثیه)
هرکس که کار نیک کند وبه نفع خود بوده؛وهرکه بد کند،به زیان خویش کرده است ،آنگاه به سوی خدای خود باز می گردید(15-جاثیه)
آیاتی از جزء بیست و ششم
سوره احقاف
وماانسان را به احسان در حق پدر ومادر سفارش کردیم (یادکند که)مادر(نه مه چگونه )بارنج وزحمت بار حمل اوکشید واز درد ومشقت وضع حمل نمود و سی ماه تماممدت حمل وشیر خواری اوبود تا وقتی که طفل ه حدرشد رسید،آدمی چهلساله گشت آنگاه سزد که عرض کند:بارخدایا !مرابرنعمتیکه به منوپدرومادرمن عطافرمودی شکر بیاموزو به کارشاسته ای که رضاوخشنودی تو در اوست موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان ؛بارالها!  من به درگاهتو به دعا باز آمده ام و از تسلیم شدگان فرمان توشدم .(15-احقاف)
سوره فتح
محمد(ص)فرستاده خداست ،ویاران وهمراهانش بر کافران بسیار قوی ودل شدید وبایکدیگر بسیار مشفق ومهربانند ،آنان رادرحال سجود نماز بسیار بنگری که فضل و رحمت خدا خشنودی اورا به دعا می طلبد وبررخسارشان از اثرسجده نشانه ها پدیدار است این وصف حال آنان درکتاب تورات انجیل مکتوب است که مثل حال آن رسول به  دانه ای می ماندکه چون نخست سرازخاک برآورد شاخه ای نازک و ضعیف باشد بعد از آن قوت یابد تاآنکه ستبر وقوی گردد وبرساق راست و محکم بایستد که دهقانان درتماشای آن درحیرت مانند تا کافران عالم  رااز قدرت و قوت خود به خشم آرند .خدا وعده فرموده که هرکس از آنان ثابت ایمان ونیکوکار شود وگناهانش راببخشد واجر عظیم عطا کند(29-فتح)
سوره حجرات
ای مومنان!هرگه فاسقی خبری برای شما آوردتحقیق کنید مبادا سخن چینی او از نادانی به قومی رنجی رسانده وسخت پشیمان گردید (6-حجرات)
ای اهل ایمان!مومنان هر گز نباید قومی قوم دیگری را مسخره کند شاید آن قوم که مسخره می کنید بهترین مومنین باشندونیز بین زنان باایمانقوی دیگرراسخریه نکنند که بسا آنقوم بهترین آن زنانند وهرگز عیبجویی خود مکنید  وبه نام ولقبهای زشت یکدیگررامخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق بسیار زشت است وهرکس از فسق وگناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم وستمکار است(11-حجرات)
منحصرا مومنان واقعی آنانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند وبعدا هیچگاه شک و ریبی به دل راه ندادند ودرراه خدا به مال و جانشان جهاد کردند اینان به حقیقت راستگویان هستند.(15-حجرات)
آنان بر توبه مسلمان شدنشان منت می گذارند بگو شما به اسلام خود بر من منت منهید بلکه اگر راست می گویید خدابرشمامنت دارد که شمارا به سوی ایمان هدایت فرموده (17-حجرات)
آیاتی از جزء بیست و هفتم
سوره ذاریات
باری(ای بندگان خدا از هر هر کفر وشروفتنه عالم)به درگاه خدا گریزید(وبه لطف او پناه برید )که من از جانب اوشمارا با بیانی ماروشن می ترسانم(50-ذاریات)
وامت راتذکر وپندی ده که پندوتذکر مومنان راسودمند افتد (55-ذاریات)
وما جن وانس رانیافریدیم مگر برای اینکه مرا به یکتایی پرستش کنند(56-ذاریات)
سوره طور
(باری ای رسول)برحکم خداصبرکن که تومنظورنظرمایی وچون برخیزی به نماز یاهرکاری به ستایش خدای خودتسبیح گو(48-طور)
سوره الرحمن
(الا ای جن وانس )پس کدامین نعمت های خدایتان راانکارمی کنی د؟(34_رحمن)
وهرکه ازمقام قهروکبریایی خدابترسد اورادوباغ بهشت خواهدبود(46-رحمن)
درحالتی که بررفرف سبز بساط زیبای فخر ودولت تکیه زده اند .(76 -رحمن)
سوره حدید
 آن کیست که به خدا قرض نیکو دهد تاخدابراوچندین برابر کند وپاداشی بالطف وکرامت اوراعطافرماید(11-حدید)
 آیانوبت آن نرسیده که گرویدگان دلهاشان به یاد خداخاشع شودوبه آنچه ازحق نازل شد بذل توجه کنند؟ومانندکسانی که پیش ازاین برایشان کتاب آسمانی تورات آمد(یعنی یهودونصاری)نباشندکه دوره طولانی برآنان گذشت ودلهاشان زنگ قضاوت گرفت وبسیاری فاسق ونابکار شدند(16-حدید)
بدانید که زندگی دردنیا به حقیقت بازیچه ای است طفلانه ولهو وعیاشی وزیب وآرایش وتفاخر وخودستایی بایکدیگر وحرص افزودن مال وفرزندان،این حقیقت کاردنیاست ودرمثال مانندبارانی است که کفار رابه شگفت آرد وسپس بنگری که زرد وخشک شود وبپوسد درعالم آخرت عذاب سخت جهنم وآمرزش وخشنودی حق نصیب است  وباری بدانید که دنیا جز متاع فریب وغرورچیزی نیست(20-حدید)
آیاتی از جزء بیست و هشتم
سوره حشر
وآنان که پس ازمهاجرین وانصار آمدندعرض می کنند:پروردگارا!برماوبربرادران دینی ما که درایمان پیش از ما شتافتند ببخش ودردل ما هیچ کینه و حسد مومنان قرار مده پروردگارا!تویی که بسیار رعوف ومهربانی(10-حشر)
(این منافقان)درمثل،مانندشیطانند که انسان راگفت:به خداکافرشو پس ازآنکه آدمی به اطاعت اوکافر شد آنگاه بدوگوید :ازتو بیزارم که من ازعقاب پروردگار عالمیان سخت می ترسم(16-حشر)
(ای رسول ما !)اگرمااین قرآن رابرکوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس وعظمت خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت واین امثال را برای مردم بیان می کنیم باشد که اهل عقل وفکرت شوند(21-حشر)
سوره ممتحنه 
پروردگارا!مارامایه فتنه وامتحان کافران مگردان پروردگارا!مارابیامرز که تنها تویی که برهرکاربسیار مقتدری وکاملا آگاهی.(5-ممتحنه)
سوره صف
الا ای کسانی که(به زبان ایمان )ایمان آورده اید!چراچیزی به زبان می گویید که درمقام عمل خلاف آن می کنید؟(2-صف)
(بترسید)ازاین عمل که سخنی بگویید وخلاف آن بکنید که بسیار سخت خدارا به خشم و غضب می آورد(3-صف)
 
سوره جمعه
ای کسانی که ایمان آورده ایدهرگاه شمارابرای نمازجمعه بخوانندفی الحال به ذکرخدابشتابید وتجارت رارهاکنیدکه این (نمازجمعه ازهرتجارت سودمندی)اگربدانیدبرای شمابهترخواهد بود(9-جمعه)
پس آنگاه که نماز پایان یافت(بعدازظهرجمعه)بازدرپی کسب وکار خودرفته وروی زمین منتشرشوید وازفضل وکرم خداروزی طلبید ویادخدابسیارکنیدتامگررستگاروسعادتمند گردید(10-جمعه)
و(این مردم سست ایمان )چون تجارتی یالهووبازیچه ای ببینندبدان شتابندوتورادرنماز تنهاگذارند(ای رسول)بگو(به خلق)که آنچه نزدخدااست (یعنی ثواب آخرت وبهشت ابد)بسیار برای شماازلهوولعب وتجارتهای دنیابهتر است وخدابهترین روزی دهنده ی خلایق است(11-جمعه)
سوره تحریم
ای کسانی که به خداایمان آورده اید(درطاعت خدابکوشید)خودراباخانواده خویش ازآتش دوزخ نگاهداریدچنان آتشی که مردم(دل سخت کافر)وسنگ خاراآتش افروزاوست وبرآن دوزخ فرشتگانی بسیار دل سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدارا(دراجرای قهروغضب حق)نخواهندکرد وآنچه به آنان حکم شود(فوراً)انجام دهند(6-تحریم)
الاای مؤمنان به درگاه خداتوبه نصوح(باخلوص ودوام)کنیدباشد که گناهانتان رامستور گرداندوشمارادرباغهای بهشتی که زیردرختانشان نهرهاجاری است داخل کنددرآن روزی که خداپیغمبر خودوگرویدگان به اوراذلیل نساز
 (بلکه عزیزوسرافرازابدگرداند)درآن روزنور(ایمان وعبادت)آنان درپیش رووسمت راست ایشان می رود(وراه بهشتیان می نماید)ودرآن حال گویندپروردگاراتونورمارابه حدکمال رسان وماراببخش که تنهاتوبرهرچیزتوانایی(8-تحریم)
وبازخدابرای مؤمنان زن فرعون رامثل آوردهنگامی که (ازشوهرکافرش بیزاری جست و)عرض کرد بارالها (من ازقصرفرعون وعزت دنیوی اوگذشتم)توخانه ای برای من دربهشت بناکن ومراازشرفرعون کافروکردارش واز قوم ستمکارنجات بخش(11-تحریم)
آیاتی از جزء بیست و نهم
سوره نوح
ونوح عرض کرد :پروردگارا!توهم این کافران راهلاک کن وازآنان دیاری برروی زمین باقی مگذار(26-نوح)
(آنگاه به درگاه خدادعا کرد که):بارالها!مراو پدرومادرمن وهرکه باایمان به خانه من داخل شود وهمه مردان وزنان باایمان عالم را ببخش وبیامرزوستمکاران راجز بر هلاک وعذابشان میفزای(28-نوح)
سوره جن
 واگربرطریقه اسلام وایمان پایدار بودند البته به آنان آب علم ورحمت ورزق وسیع نصیبشان می گردانیم(16-جن)
تا به آن نعمت آنان را امتحان و آزمایش کنیم وهرکه ازیاد خدای خود اعراض کند خدابه عذابی بسیار سخت معذبش گرداند(17- جن)
سوره مزمل
الا ای رسولی که درجامه(فکرت و خاموشی )خفته ای (1-مزمل)
هان شب رابه نماز واطاعت خدابرخیز،مگرکمی(2-مزمل)
البته نماز شب بهترین شاهد اخلاص قلب ودعوی صدق ایمان است (6-مزمل)
تورا روز روشن وقت کافی وفرصت وسیع است (7-مزمل)
ودائم در شب وروز نام خدارا یاد کن وبه کلی از غیر او علاقه ببر وبه او پرداز(8-مزمل)
سوره مدثر
الا ای رسول که خود رابه لباس درپیچیده ای (1-مدثر)
برخیز و اندرز وپند خلق راخداترس گردان(2-مدثر)
وخدای را به بزرگی وکبریایی یاد کن (3-مدثر)
ولباس را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار(4-مدثر)
واز ناپاکی به کلی دوری گزین (5-مدثر)
وبر هرکه احسان کنی ابدا منت مگذار(6-مدثر)
سوره انسان
این مردم کافر غافل همه ،دنیای نقد عاجل را دوست می دارند وآن روز قیامت سخت سنگین رابه کلی ازیاد می برند (27-انسان)
سوره مرسلات
شماهم بخورید وتمتع برید به عمر کوتاه دنیا که شما مردم بسیار بدکار هستید (46-مرسلات)
وای آن روز به حال آنان که آیات خدا را تکذیب کردند (47-مرسلات )
وهرگاه به آنان گفته شد که :نمازوطاعت خدا رابجای آرید اطاعت نکردند(48-مرسلات)
آیاتی از جزء سی ام
سوره مطففین
وای به حال کم فروشان(1-مطففین)
وچون چیزی بدهند درکیل و وزن به مردم کم دهند(3-مطففین)
سوره اعلی
به نام خدای خود که برتر از همه موجودات است به تسبیح وستایش مشغول باش (1-اعلی)
حقا که فلاح ورستگاری یافت آن کسی که تزکیه نفس کرد(14-اعلی)
سوره غاشیه
آیا (مردم)درخلقت شتر نمی نگرند که چگونه خلق شده اند ؟(17 -غاشیه )
سوره فجر
امروز به حضورپروردگارت بازآی که توخشنود و اوراضی ازاعمال تو است (28-فجر)
باخشنودی دربهشت من داخل شو(30-فجر)
سوره بلد
که ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم (4-بلد)
آیا انسان پندارد که هیچ کس براوتوانایی ندارد ؟(5-بلد)
ومی گوید : من در راه مسلمانی مال بسیاری تلف کرده ام (6-بلد)
سوره لیل
اما هر کس که عطا واحسان کردوخداترس وپرهیز گار شد (5- لیل )
ماهم البته کار او راسهل و آسان می گردانیم (7-لیل)
سوره شرح
 و(دردوعالم)باهر سختی البته آسانی هست (وهر رنجی راراحتی باشد)(6-شرح)
پس توچون از نماز وطاعت پرداختی برای دعا همت مصروف دار (7-شرح)
وبه سوی خدای خود (وقطع توجه از خلق )همیشه متوجه ومشتاق باش (8-شرح)
سوره علق
قرآن را به نام پروردگارت که خدای آفریننده ی عالم است برخلق قرائت کن (1-علق)
سوره قدر
شب قدر (به مقام و مرتبه )ازهزارماه بهتر وبالاتر است(3-قدر)
این شب ،رحمت وسلامت وتهنیت است تا صبح گاه (شهود)(5-قدر)
سوره عصر
قسم به عصر (نورانی رسول یادوران ظهور ولی عصر)(1-عصر)
که انسان همه در خسارت وزیان است (2-عصر)
مگر آنان که به خدا ایمان آورده ونیکو کار شدند وبه درستی و راستی وپایداری دردین ،یکدیگر راسفارش کردند(3-عصر)
سوره همزه
وای برهرعیب جوی هرزه زبان (1-همزه)
(آدمی)پندارد که مال و دارایی دنیا عمر ابدش خواهد بخشید(3-همزه)
سوره ماعون
پس وای برنماز گزاران (4-ماعون)
که دل از یاد خدا غافل دارند (5-ماعون)
هم آنان که (اگرطاعتی انجام دهند )به ریا وخودنمایی کنند(6-ماعون)
وزکات و احسان رااز فقیران منع کنند(7-ماعون)
سوره کوثر
(ای رسول ما!)ما تورا کوثر (عطای بسیار )بخشیدیم (1-کوثر)
پس تو هم (به شکرانه آن نعم )برای خدا به نماز وقربانی (ومناسک حج)بپرداز (2-کوثر)
که محققا دشمن بدگوی تو (عاص بن وائل )مقطوع النسل(ونسل تو تا قیامت به کثرت وعزت باقی )است (3-کوثر)
سوره نصر
چون هنگام فتح وپیروزی بایاری خدا فرارسد(مرادفتح مکه است )(1-نصر)
ودرآن روز مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می شوند (2-نصر)
درآن وقت خدای خود را حمد و ستایش کن وپاک ومنزه دان واز اومغفرت و آمرزش طلب که وخدای بسیار توبه پذیر است(3-نصر)
سوره اخلاص
(ای رسول ما!به خلق بگو ):او خدای یکتاست (1-اخلاص)
آن خدایی که از همه عالم بی نیاز وهمه عالم به او نیازمند اند (2-اخلاص)
نه کسی فرزند اوست ونه اوفرزند کسی (3-اخلاص)
ونه هیچ کس مثل و مانند وهمتا اوست (4-اخلاص)
سوره فلق
(ای رسول مابگو):من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن (1-فلق)
از شر مخلوقات(2-فلق)
وازشرشب تار هنگامی که (ازپی آزار)درآید(وحشرات موذی و جنایتکاران وفتنه انگیزان رابه کمک ظلمتش به ظلم و جوروستم برانگیزد)(3-فلق)
وازشر زنان افسونگر چون به جادو درگره ها بدمند (درعصر رسول زنان یهودیه بودند که سحروجادوگری برعلیه مسلمین می کردند)(4-فلق)
وازشرحسود بد خواه چون آتش رشک وحسد برافروزد (5-فلق)
سوره ناس
(ای رسول ما!)بگو: من پناه می جویم به پروردگار آدمیان (1-ناس)
پادشاه آدمیان (2-ناس)
اله یکتا معبود آدمیان (3-ناس)
ازشر و وسوسه شیطان (4-ناس )
آن شیطان که وسوسه واندیشه بد افکند دردل مردمان (5-ناس)
چه آن شیطان ازجنس جن باشد ویا ازنوع انسان(6-ناس)
راست گفت خدای بلند مرتبه وبزرگ

امام حسین و ایران

عاشورا


بسم الله الرحمن الرحیم

محققا آنان که گفتند پروردگار ما خداوند یکتاست و بر این گفته تا پای جان و شهادت استقامت کردند فرشتگان رحمت بر آنان نازل شوند و گویند،هیچ گونه حزن و اندوهی از گذشته و آینده نداشته باشید و به همان بهشتی که انبیا وعده دادند،شما را بشارت باد.(آیه30 فصلت)
(حسین)یک حقیقت دارد که در قرآن آمده مثل ذبح العظیم در سوره سبا، و یا مثل کهیعص(کربلا-هلاکت-یزید-عطش-صبر) که بعد داستان یحیی نبی را عنوان می کند که شبیه داستان حسین است. و یا مثل کلمه ی مرجان در سوره الرحمن که بعنوان نعمت وحساب قیامت خواهد بود.
ویا روایات،احادیث و داستان های زیادی است از قبیل توبه حضرت آدم که بدور کعبه می گشت و اسماءالله را ذکر می کرد تا که اسم حسین و داستان حسین بر او وحی شد، دلش شکست و توبه اش مقبول.
وبعد داستان حضرت نوح که پنج میخ بدستور جبرئیل به پنج قسمت کشتی نجاتش زد و با وحی داستان حسین، گریه و ندبه بسیار و دعا کرد برای کسانی که راه حسین را ادامه خواهند داد.
وداستان ابراهیم که عهد ذبح العظیم از اسماعیل به فرزند تقریبا بیست چهارمین پشتش یعنی حسین تفویض شد.
و داستان موسی و عیسی و سلیمان و ایوب و غیره که مجال گفتار نیست.
اما سرگذشت حسین یک جنبه واقعی دارد، که بعد از بسته بودن کوفه آن شهر را ترک و به دعوت ایرانیان راه ایران را در پیش گرفت تا در کربلا جلوش را گرفتند و او و یاران ایرانی و عربیش را کشتند. و حسین تا آخرین لحظه هدفش هدایت بود حتی تمام تلاشش این بود که تا می تواند کمتر از نیروهای مخالف کشته شوند چون نمی خواست با دست او کشته شوند چون شاید مسلمان می شدند و پشیمان.
  که همین علل است اسم حسین باقی مانده بعنوان جوانمرد جاوید در صفحه تاریخ.
مثل ابن قحطبه که هنگامی از اسب افتاد او را نکشت تا بلند شود واو هم راه را گرفت و برای همیشه رفت و یا مسلم عقبه که عباس(ع) او را نکشت چون دید می ترسد و او هم برگشت بطرف سپاهش.
اما قصد حقیر داستان گویی نیست بلکه بیان سیاست آن زمان است که خواننده ی با معرفت میتواند با دوران کنونی  مقایسه کند. چون بنظر بنده یک لحظه هم کلام حسین شدن در برابر دجال و منافقینی که بر مردم حاکمند، برابراست با تمامی این سینه زدنها و زنجیر زدن و مداحی و داستان گویی حسینی که خاموش می نشینند. هر چند که همین مناسک باعث میشود که یک نفر جزء یاران او شود و ندای الحق بر ضد فرعونهای زمان برای خدا بزند و بفهماند که اهل بیت تمام در حکومت های بظاهر اسلامی شهید شدند و از هیچ نترسد فقط برای خدا. چون در آن زمان که حسین را کشتند بهترین شیعه ها درآنجا بودند،چون علی(ع) و حسن(ع)در آنجا خلافت کردند و کوفه هم شهر ایران بود و سکنه آنجا بیشتر ایرانیها ارباب پرست بود.
حکومت جبار آن زمان مردم را به استثمار کشیده بود و قوانینی وضع کرده بود که همه باید به حکومت بنی امیه یزید بیعت کنند .به عبارت دیگر باید رای بدهند و الا اسمشان توی لیست سیاه می رفت .مثل خود حر که با بنی امیه (ابن زیاد)بیعت نکرد و می گفت حکومت فقط اسمش اسلامی است وبعد پدرش بجای او بیعت کرد و الا حر یک در شب حر نشد بلکه زمینه از قبل داشت که زیر بار زور نرفت وخداوند هدایتش کرد و چون وقتی مطمئن شد حسین امام زمان واقعی هست جانش را برای او داد. (این داستان حر از کتاب امام حسین و ایران می باشد)
و در بُعد دوم: حکومت، مردم را در استبداد خود داشت. یعنی کسی جرات مخالفت نداشت مگر مخلصین مثل یاران واقعی حسین. و سربازان، مخالفان را زندان می بردند.و یا می کشتند.
ودر بعُد سوم وبقول شهید دکتر علی شریعتی حکومتها به اسم دین مردم را به استحمار می برند.وآن زمان هم مثل اکنون، ابن زیاد،(استبداد) شریح قاضی،(استثمار) صرد خزایی،(استحمار) و غیره ....مردم را فریب دادند که حق گم شد و مردم در جهل ماندند اما مردم فکر میکرد هر کس پشت سر آقایان باشد مسلمان واقعی است و عقلشان را بکار نمی انداختند.و نمی گفتند چرا از بغل دین نان میخورند بواسطه هدایت مردم.
 مگر تفسیرآیه 3 سبا را نخواندند که خدا بواسطه این عمل داود را توبیخ کرد و او 40 روز ندبه کرد بعد به زنبیل بافی و زره بافی پرداخت،و پیش نماز می ایستاد و تبلیغ دین میکرد.
 اگر این حکومت اسلامی است چرا ربا خواری، چرا دست دزد قطع نمیشود و هزاران مورد دیگر.
 که حسین(ع)می گویید مگر نمی بینید که قرآن فراموش و حدود و اجرایش تعطیل شده.پس حسینی شو...............والسلام.
بارالها ما را حسین وار زنده بدار و حسین وار بمیران و حسین وار محشور بفرما.آمین یا رب العلمین.حمید وکیلی.91/9/5 برابر با دهم محرم.

امام حسین و ایران.

چون حسین و یارانش به قادسیه رسیدند و خبر دادند که کوفه بر روی شما بسته شده است و لشکریان ابن زیاد در مرز کوفه موضع گرفته اند امام حسین قصد ایران نمود و کوفه را از سمت غرب دور میزد که در غرب کوفه در روستایی بنام ذوخشب حر با سپاه تشنه اش به امام رسید و چون آب به اندازه کافی نبود برخوردی انجام شد که حسین از آبی که ذخیره کرده بود به لشکریان حر آب داد و امام به راه خود ادامه داد تا به ایران برسد ناگفته نماند که مردم ایران به هواخواهی حسین شورش، و در ری و منجیل دو سپاه قوی آماده کرده بودند برای دامادشان(داماد ایرانیان حسین) که علاقه خاصی به او و پدرش علی داشتند که مهمترین علت علاقه ایرانیان به علی، آزادی دختران یزگرد و ازدواج شهربانو با حسین وکیهان بانو با محمدبن ابوبکر که مردم او را پسر خوانده علی می خواندند بود و علت دیگر این بود که در 5 سال حکومت علی ایرانیان معنی آزادی ، برابری ، برادری و اسلام واقعی را چشیدند و به واسطه همین نوع حکومت عدالت بود که شیعه شدند و هستیم. و الا در زمان دیگر خلافای راشدین ایرانیان برده بودند که حتی شهر کوفه را ایرانیان بدستور عمر بن خطاب ساختند واکثر مردم کوفه ایرانی، که رجال وبزرگانش عرب بودند و ناگفته نماند که 25 نفر از شهدای کربلا ایرانی بودند و تنها نفری که قبل از هانی به کمک مسلم رفت آهنگر ایرانی بنام بذائی بود که شهید شد. که متاسفانه اعراب تا توانسته اند اسم ایران وایرانی را از نوشته های تاریخ حذف نموداند، وفقط اسم همان 40 نفر عرب که در کربلا شهید شدند هست.خلاصه امام که از کوفه گذشت(حرهم در کنار امام را همراهی می کرد و مواظب بود که امام بکوفه بر نگردد،که خوشبختانه در فاصله آن چند روز امام را شناخت) نامه ایرانیان توسط گیو فرزند رستم فرخزاد و کیهان بانو که از زمان علی در ایران مانده بود بدست امام رسید تا که به شریعه فرات (کربلا) رسیدند. امام خواست از آنجا عبور کند که حر بدستور ابن زیاد شریعه را بست که چند هزار سپاه حسین عبور نکند.چون اگر امام عبور می کرد تاج و تخت بنی امیه سرنگون می شد.وناگفته نماند که یزید، عمربن سعد را به این واسطه می خواست به ری بفرستد که مردم ری شورش کرده بودند و والی ری کوتاهی میکرد و بعد ازشهادت امام حسین دیگر ایرانیان شورش نکردند و یزید هم والی ری را نیازی ندید که عوض کند.. انتقاد: اگر شما در نقشه عراق نگاه کنید می بینید که کربلا بعد از کوفه که جزء ایران بوده است، هست. اما متاسفانه علمای ما طوری بازگو کرده اند که اکثرا فکرمی کنند کربلا جلوتر از کوفه بوده که حر راه را بر او بسته است.وگاهی طوری جنگ را توضیح می دهند که یک ناآگاه فکر می کند امام و یارانش جلاد بوده اند که تند وتند آدم می کشته اند، که می گویند امام صدها نفر را کشته اما شما بدانید حسین به این خاطر حسین شد که نمی کشت تا مردم با قتلشان وارد جهنم نشوند اما فقط از خودشان دفاع میکردند، مثال همان جریان ابن قحطبه که از اسب افتاد وامام او را بلند کرد و او هم جنگ را ترک کرد. جریان عباس بن علی با مسلم بن عقبه هم همینطور بود. که چون می ترسیدعباس از او در گذشت و نام عباس به جوانمردی تا ابد ماند وبعد از ساعتی مسلم بن عقبه که قاسم بن حسن که تقریبا هنوز بچه بود کشت ومخذول گردید.

وبعد از شهادت امام که سپاه ابن زیاد دچار غمگینی شده بودند برگشتند به کوفه. و عقبه ی سپاه که اسرای کربلا را همراه داشتند به دام قبیله ی بنی اسد افتادند و آزاد شدند که بدستور امام سجاد با این شیرها (بنی اسد)برگشتند و برابر وصیت امام حسین که به امام سجاد کرده بود دفن شدند و طبق وصیت، علامت بر قبور  نگذاشتند و طبق همان وصیت هرگز خودزنی نکردند.

اما دوباره سپاه ابن زیاد برگشتند و بر قبیله ی بنی اسد پیروز شدند و اسرا را باز پس گرفتند . و13 روز اسرای کربلا در کوفه زندانی بودند و بعد از ترس شورش مردم از طریق کربلا به شام رفتند که بعد از 20 روز از واقعه عاشورا مجددا به کربلا رسیدند بعد به شام و بعد از دو ماه توسط یزید آزاد و به مدینه رفتند که مردم مدینه شورش کردند و یزید به مدینه حمله کرد و اکثر مردم را کشتند و خانه ها را خراب کردند و با زنان مردم بی ناموسی فراوان کردند و حضرت زینب را به شام تبعید و تا آخر عمر آنجا بود...چون سایت جای داستان نویسی نیست از ادامه دادن صرف نظر می کنم.به کتاب امام حسین و ایران نوشته کرت فلیشلر و کتاب شهید مطهری رجوع بفرمایید.با تشکر ادب حمیدوکیلی

.........................................حسین(ع).................................................................

حسین ای آفتاب هر دو هستی . شکوه شاخه و برگ ملک هستی.....

تودر باغ شهادت لاله داری . تو در قلب تشیع خانه داری.....

چه عاشق ها به عشقت چاره کردند . حدیث عاشقی پیمانه کردند.....

بماند ایوب شگفت اندر صبوریت . گریست نوح هم به آن صورت کبودیت.....

سلیمان شاه هر کون بر نما شد . زفضل اهل عصمت بر صبا شد.....

ز آدم یادم آمد توبه می کرد . به ذکر یا حسین هی ندبه می کرد.....

خلیل ا... که عهدش بر تو بگماشت . حبیب ا... زتو خوش مایه بگذاشت.....

مسیح نام تو برد در بین خفا شد . وموسی با درودت حق عطا شد.....

محمد در فضای ثالث عرش . حسین را چون نوشته دیده در رخش.....

بزرگ امی وبابی چون علی داشت . که ایزد بهر آنان زندگی کاشت.....

حسین چون زیر شمشیر سنان بود . همش حمد وصمد گفت تا توان بود.....

ملائک را چو انس مولا حسین است . شفیع در محشر وعقبی حسین است.....

حسین جان ما فقیران شقی بین . فقیر معنوی و عارفی بین.....

بگیر دستان ما ای شافی حق . شفاعت کن وکیلی را تو با خلق.....