پیشاپیش تولدت مبارک پسرم محمد

محمد ای پسر ای بوته ی گل         محمد ای عزیزم سرو سنبل

تولد روز تو با عسگری شد           نعم از آسمان بر ما تنی شد

تو هستی قدرت بازوی بابا            توهستی پشت گرم حال ماما

امیدوارم که تا عمرت فروزد         دمادم بر سرت ایمان فزوند

براین منزل تو ما را شادمانی         به وقت درد وغم با ما بمانی

حمید را بین مفخربرپسرگشت         بحسن نیتش افضل به برگشت

بهترین بابای دنیا
وقتی که مریض بودم و تو ای پدرجان حاضر بودی بجای من مریض باشی، تا من زجر نکشم وهمه چیز برایم می خریدی. ومی گفتی من از تو هیچ چیز نمی خواهم ، اما فقط وقتی بزرگ شدی هر چند وقت یکبار بیا تا روی گلت را ببینم.فکر کردم تو بهترین بابای دنیا هستی!
اما در زمستان 1385آن زمان که در زاینده رود افتادم و تو دیدی غرق می شوم ، خودت را در آب انداختی ،ومرا نجات دادی  وبعد کاپشن خشکت را بدور من پیچاندی و خودت می لرزیدی که دچادر تب شدید شدی. و نزدیک بود آرزو دیدن بزرگی من را فدای کوچکی من کنی . مطمئن شدم، که تو بهترین بابای دنیایی ،که با لبهای لرزانت می گفتی پسرم محمد....           نویسنده: محمد وکیلی