عروسک من
سلام عروسک من .عروسک زیبا و دوستاشتنی من .تو تمام دنیای منی که با تو صحبتها دارم قصه قصه، گفته ها دارم خاطره خاطره .
اصلا با وجود تو زندگی من معنا دارد و با تو دریا دریا محبت و آرزو در ذهنم شکل میگیرد و با تو احساس تنهایی نمیکنم، بلکه با تو تمام دنیا را در مهمانی و جهان را بزرگ میبینم.
هر کجا میروم بفکر تو وهنگام خوابم در بغل تو احساس آرامش ،و چون ترا میبینم تمام غصه هایم را فراموش میکنم.آیا میدانی چرا؟
چون تو خوبی و ترا دوست دارم وگر نه میدانم تو یک تکه جسم بی جان بیشتر نیستی ولی در این دنیای کوچک من، چون ترا مورد علاقه و هم عقیده ی خود می بینم. دنیا را بزرگ،وخوبیهایت را زیاد می انگارم.
و الا وقتی ما با هم همنشین میشویم یک تکه فرش نیم متری در زیر پای ما بیشتر نیست که هر لحظه هم ممکن است باد آن را ببرد ،وحتی ترا .
اما من خوشبختم چون نه از حوادث آینده نگرانم و نه غصه گذشته را میخورم.
اما همسایه ی ما، همیشه به همه چیز غور می زند و از همه چیز شاکیه ،مگر او عروسکی ندارد که باهاش صحبت کنه؟
چرا تازه عروسک او میتونه صحبت کنه وهنگام مشکلات کمکش کنه.وکمکش هم میکنه اما قدر دان نیست . پس حتما آن عروسکش مورد علاقه اش نیست .اصلا شاید موقعه خرید توجه ی نکرد، شاید هم مجبور بوده که چنین عروسکی وبال گردنش شده.
یک روز میگه خونه ما کوچکه، اما میدانم چقدر خانه شان از خانه ما و تو بزرگتره، نکنه دلش کوچکه.
یکروز دیگر میدیدم از زندگی خسته شده مگر عروسکش چه شده که مثل من باهاش درد و دل نمیکنه، شاید غرورش اجازه نمی ده، وبعضی موقعه ها همه چیز را بگردن عروسکش می اندازه، که خوب صحبت نمیکنه یا مرا دوست نداره، یا کمکم نمیکنه.وبهانه های دیگر که توفع دارد دیگران تاییدش کنند.
اما عروسک جان من، مگر تو برای من کاری میکنی یا صحبتی میکنی یا کمکم میکنه؟ نه هرگز،
اما من ترا دوست دارم چون توقع خوبی کردن از تو ندارم ومورد علاقه ام هستی، چون خودم ترا انتخاب کرده ام وبجای اینکه تو مرا نوازش کنی، من ترا نوازش میکنم بدون هیچ منتی.وحتی اگر ترا خودم انتخاب نکرده نبودم باز هم پشت به خودم وسرنوشت ساخته شده نمیکردم،و با خوشیهای که میتوانم بسازم قهر نمیکردم.
وهرگز ترا سرزنش نمیکنم چون خودم به نوازش کردن نیاز دارم . چون خودم به محبت کردن نیاز دارم چون خودم آنطوری که باید باشم هستم. وهرگز غور نمیزنم و کم وکاستیها را بگردن تو نمی اندازم و این من هستم که همه چیز را باید درست کنم بدون هیچ توقعی از تو.
پس دوستت دارم چون خودم را دوست دارم حتی موقعه ای که هزارها مشکل داشته باشم ترا می بوسم ودنیا دنیا صحبت و آسمان آسمان بزرگی می بینم.
و با تو هست که دنیا قشنگه. وناسپاسی نمی کنم چون آدمهای بدبختر را دیده ام ،و همیشه از خدا میخواهم خوشیمان را حفظ کند.و همیشه سعی میکنم خوبیها ومحسنات عروسکم را در همه جا بگویم ، تا مثل خوبان زبانزد دیگران و اقوام باشم نه با بدگویی مورد تنفر دیگران.
پس عروسکِ همیشه با من ، اگر خطا یا گله ی از روی فراموشی کرده ام بر من مگیر که تو مهربانی.ح و 23/3/90
حسین وکیلی ازغندی خراسان